❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاندیدا رأی آورد! تابلو، نقاش را ثروتمند کرد! شعر شاعر، به چند زبان ترجمه شد! کارگردان، جایزه ها را درو کرد! و هنوز ... سر همان چهار راه واکس می زند... کودکی که همیشه بهترین "سوژه" است...!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود. با كاروانی همراه شد و چون توانائی پرداخت برای مركبی نداشت پیاده سفر كرده و خدمت دیگران میكرد . تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت در زیر درختی مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید از احوال وی جویا شد و دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم كسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است كه خود و خانواده اش در گرسنگی بسر برد ه اند. چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو ..... مرد بینوا گفت: مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم.... شیخ گفت حج من تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف كنم به زانكه هفتاد بار زیارت آن بنا كنم. "از مخزن المعارف و اللطائف ابوسعید ابوالخیر"
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدم ها خیلی زود همراهان صمیمی را فراموش می کنند؛ همین که باران بند آمد؛ خیلیها چترهایشان را جا میگذارند ...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من رمز پیروزی را نمیدانم!! ولی رمز شکست این است که سعی کنی همه را راضی کنی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه زیباست اگر قلبم پس از مرگم در سینه ای کوبد پیام مهربانی را...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برگ های پاییزی سرشار از شعور ِ درخت اند و خاطرات سه فصل را بر دوش می کشند آرام قدم بگذار بر چهره ی تکیده ی آن ها این برگها حُرمت دارند... درد ِ پاییز ،درد ِ ” دانستن ” است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زين پس تنها ادامه ميدهم،در زير باران... حتي به درخواست چتر هم جواب رد ميدهم... ميخواهم تنهايی ام را به رخ اين هوای دو نفره بکشم...! باران نبار من نه چتر دارم نه يار
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه زيبا نقش بازی مي کنيم و چه آسان در پشت نقابهايمان پنهان می شويم ؛ حتی خدا هم از آفرينش چنين بازيگرانی در حيرت است