❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تورامی خوانم و تورا باتمام حنجره ها صدا می کنم... ای عابرکوچه های بی کسی ام... چرادیگرقدم درچشمانم نمی گذاری؟ چرا می خواهی دراین خزان سکوت، پشت این پنجره ،چشمانم یخ بزند؟ چشمانم تمام وجودت را زمزمه می کند... درون غارتنهایی ام، برای دوریت، دلواپسی ترین ثانیه ها راسپری می کنم... تورامی خوانم... دراین برهوت غم، ثانیه ای همدم من باش؛ زیرپاهایم غم سبز شده... چشمانم را هنوز درمسیرراهت قربانی می کنم... تورامی خوانم... چرانمی آیی...؟ تورامی خوانم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایمــ را دَم ِ در بگذارم تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او ... ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است نتــرس جانکم ! حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و این نــهایت شعــر است : دوسـتت دارمــ ــ ــ . . . عبارتی کـه هیــچ شاعــری تــوی گیومــه محــدودش نمی کـــند…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیگر ناراحت نیستم ، دلم تنگ نیست ، تنها نیستم ... [کسی چه میداند ] شاید دعاهام مستجاب شده ؛ و راضی به رضای خدا شده ام ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زمان دست توست؛ زمین دست توست؛ دنیا متلاشی می شود؛ وقتی دست روی دست می گذاری ...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نگران فردایت نباش ، خدای دیروز و امروزت ، فردا هم هست ؛ فردایت قشنگ نازنین ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی توان بر صراطِ دوست بود ولی بی صلات بود ... و از تمام گلدسته های شهر ، منادی هر روز سه بار ندا میدهد ... و چه کسی میتواند بهانه بیاورد که نشنیدم ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درد علی [ علیه السلام ] دو گونه است، دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند و درد دیگر درد [بسیار بزرگتر] ی است که او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده و به ناله درآورده است. ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند، اما این درد علی [ علیه السلام ] نیست؛ دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ، تنهایی است، تنهایی که ما آن را نمی شناسیم. باید این درد را بشناسیم نه آن درد را، که علی [ علیه السلام ] درد شمشیر را احساس نمی کند و ما درد علی را احساس نمی کنیم. نویسنده : دکتر شریعتی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیگر ناراحت نیستم ، دلم تنگ نیست ، تنها نیستم ... [کسی چه میداند ] شاید دعاهام مستجاب شده ؛ و راضی به رضای خدا شده ام ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
-یا رب به کرم بر من درویش نگر/ در من منگر در کرم خویش نگر/هر چند نیم لایق بخشایش تو/بر حال من خسته دلریش نگر.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
-خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
- خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش خویش“دوستان مرا از یاد نبرند . . .”
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برهنگی ٬ بیماری عصر ماست ٬ به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان ساخته است . . . (قسمتی از نامه چارلی چاپلین به دخترش )