❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باش تا باشم ، باش تا بمونم…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . عاشقانه دوستت خواهم داشت بی آنکه بخواهم دوستم داشته باشی و عاشقانه در غمت خواهم مرد بی آنکه بخواهم در مرگم اشک بریزی… . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . بهشت فاصله ی پلک بالا و پایین من است ، وقتی که به “تو” نگاه میکنم . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . به سلامتی اونایی که روز قیامت فقط زمین ازشون شاکیه ، اونم به خاطر سنگینی معرفتشون ! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . بهشت فاصله ی پلک بالا و پایین من است ، وقتی که به “تو” نگاه میکنم . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . تبسم شیرین عشق گوشه ای از نگاه خداست، تنها به نگاه او می سپارمت . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . دست خودم نیست به گمانم دست تو است که می تواند مرا با یک سلام خشک و خالی به آینده امیدوار کند ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . از روزی کــه دلــم بیــت المقــدس تــو شــد ... سنــگ میــزنــم بــه هــر اشغــالگــری . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگیِ من آرام می گذشت. اتفاقی نمی افتاد..! تا این که سکوتی تمامِ وجودم را دگرگون کرد! بی صدا آفتابی شد.. و دستِ مرا گرفت و به راهِ نوشتن کشید! آری سکوت! سکوتی که مشحونِ تحمل هاست.. سکوتی که از دنیا بریده است! کاش نبود.. اما وجودِ من آن را شدیدتر می کند. آی..! ای سکوتی که بی رحمانه مرا غرقِ محبت می کنی! نمی خواهم.. محبت نمی خواهم! آی صدای آشنا!... بد آمدی..چند روزی جرقه زدی رفتی. تماشای تو وقت می خواست گوشِ من پاسخی ندید دلم می خواهد صدایت را بشنوم.. همین!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
افسانه ها را رهــــــــا کن دوری و دوستی کدام است؟؟؟؟ فاصله هایند که دوستی را میبلعند !!! تـــــــــــو اگر نباشی دیگری جایت را پر میکند.... به همین ســــــــــــادگی...