@بــــهار ツ ... ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست، اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست. ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست، آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست. ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ، غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست .
آغـــوشِ تــــــــــــــــو مترادفِ امنیــتــــ است ...* آغـــوشِ تــــــــــــــــو ... ترس هـــای مــرا می بلعــ ـ ـ ـــد ... آغــوشِ تــــــــــــــــو یعنی پایـــان سر درد هـــا ... یعنـــی آغــازِ عاشقــانه ترین رخـــوت هـــا ... آغــوشِ تــــــــــــــــو یعنـــی من خوبم... بلنـــد نشـــوی بروی یک وقت ... مـــ ❤ـن از بازگشـــتِ بی هــوای ترســــ ها می ترســـم ... !!
من نـــَــر نیستم که چشمانم را روی سینه ها و باسن زنان و دختران در خیابان بچرخانم...
نــَـــر نیستم که برای خــَـر کرذن یک دختر و هم آغوشی با او نقش بازی کنم...
نــَــر نیستم که مدام در خیابان ها به اینو آن تکه بندازم...
موهایم را زنانه نمیزنم و ابروهایم را بر نمیدارم...
لباسهای تنگ نمیپوشم که بازوهایم را برایت به نمایش بگذارم..
روی بــَدنم تَتو نمیکنم تا مــَرا شیک و [!]ی فرض کُنی...
من مــــَـــردم...
از آنها که همیشه ته ریش دارند...
از آنها که شلوارهای پاره پاره نمیپوشند...
از همانها که موهایشان را هزارقلم فُرم نمیدهند...
من مــــَـــردم...
از همانها که در خیابان سرشان را پایین می اندازند و راه میروند و به موزیکی که از هندزفریشان پخش میشود گوش میکنند....
از همانهایی که هنوز نان و نمک و خوبی سرشان میشود...
از همان ها که بی احترامی را استقلال نمیدانند..
من از همان هایی هستم که دیگران فکر میکنند نسلشان منقرض شده...
نه که فکر کنید مـــَــردها خیلی پاکند و پیامبر نه...
مــَردها هم نیاز های جنسی ،روحی و عاطفی دارند اما؛
بلد نیستند مثل نـــَــرها حُـرمت شکنی کنند...
مـــَـــردها محبت را گدایی نمیکنند...
سالهاست که مــَــردها حکومتشان را رها کرده اند و آرام در گوشه ی دنج خیالشان زندگی میکنند...
آنهایی که اینروزها شیفتیشان میشوید نـــَـــرند... نــــَـــر...
مــــــَـــردانگی روح است...
روحی که قدرت هایش بی انتهاست...
اگر در کنارتان یک مـــَـــرد واقعی دارید،از دستش ندهید که اینروزها سخت میتوان یک مــــَــرد واقعی پیدا کرد..کپی
آرامشی ملیح در گوشه چشمانم.. مانند بارانی بروی شیروانی.. اما… ناودان ندارد..!! غصه هایم درون سینه ام به چاه میروند.
.
. 
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 36 دقيقه قبلمرسی محمد حسین .