@پِگوله پشمک به سر -کودک با هیچ کس بازی نمیکرد.ساکت به دیواری تکیه داده بود...غرق در افکار خویش بود.اشکی از صورت کوچکش روانه شد.در دل با خدا حرف میزد.گفت:خدا چرا؟؟!چرا تو اون بالایی و من این پایین.چیکار کنم که به پیش تو بیایم؟چیکار کنم که مرا به پیش خود ببری؟خدا جون من بدون تو نمیتوانم زندگی کنم! کودک همچنان با خدا حرف میزد...که مردی او را صدا زد.فرشته!فرشته!...فرشته از مرد ترسید.آن مرد اسم فرشته را از کجا میدانست؟!فرشته فقط به او نگاه کرد بعد از چند لحظه مرد بهش نزدیک شد و با بخند دلنیشنش به فرشته نگاه کرد.آن مرد دستمالی از جیپش در آورد و صورت خیس فرشته را پاک کرد و به فرشته گفت:صبور باش!روزی همه ی آدم های این دنیا به پیش خدا میروند.فرشته که از حرفهای مرد تعجب کرده بود هیچ نگفت.آن مرد دوباره با لبخندی زیبا از فرشته خداحافظی کرد و رفت...
يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيري... یادمون باشه که دل کسی رو نشکنیم. چون دیگه هیچوقت خوب نمیشه...
شرمنده که نمیتونم این تازه واردهارو به دوستی بپذیرم تجربه ی تلخی در موردشون دارم ...به قول دوستی از هر غریبه ی تازه وارد بترس چون نمیشناسیش به خاطر ارامش خودت ....
بی تفاوتـــــ... به قلب میگن به قلبی که با تمام دردهای دنیا ساخته!! با تمام بی محلی هات... با تمام خیانت هایی که به من کردی قلب من دیگه احساس نداره قلب من بی تفاوته نسبت به همه چیز نسبـتـــ به تـــــــو...!
@♥سَمیـــ ــرا♥
13 سال و 6 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 14 دقيقه قبلمسافر عسیسم
13 سال و 6 ماه و 2 روز و 16 ساعت و 14 دقيقه قبل