… نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد … نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت … ولی بسیار مشتاقم … که از خاک گلویم سوتکی سازد … گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش … تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد …. و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد … تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را …
نیستیم...
به دنیا می آییم... عکس یک نفره می گیریم...
بزرگ می شویم... عکس دو نفره می گیریم...
پیر می شویم... عکس یک نفره می گیریم...
و بعد دوباره باز نیستیم...
اعصابم تعطیله محمد حسین.............
13 سال و 5 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبلچرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
13 سال و 5 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلمث همیشه
13 سال و 5 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 27 دقيقه قبلآروم باش و امیدت به خدا باشه
13 سال و 5 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 24 دقيقه قبلخستم
13 سال و 5 ماه و 28 روز و 16 ساعت و 15 دقيقه قبل