بچه ها .. عصر داشتم کمک بابام کولر درست میکردم .... یکدفعه برق گرفت منو ... و دست راستم چنان دردی گرفت که فریادم رفت بالا .... حالا بی حس شده و البته خیلی هم درد میکنه .... من برم شام بخورم و بعدش برم درمانگاه سرکوچه مون ... فعلا بای ...
نگاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد، در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد، دل به او بستم. نگاهم کرد، اما بعدها فهميدم که فقط نگاهم ميکرد!
فـاحـشـه
13 سال و 1 ماه و 2 روز و 11 ساعت و 45 دقيقه قبلبعد از مدت سراغی از ترانه هایم گرفتم ...
امشب به عمق یک فاجعه پی میبرد یک مرد
امشب به عمق یک ...ف.اح.ش.ه پی میبرد یک مرد
یک ف.اح.ش.ه ؟ بد است.... صیغه؟ خب ، خـــــــــــــوب میشود
جغرافیای زنانه .(از شرق به غرب مرد که بخوابد)..جنوب میشود