❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . آهسته ، قلبم بدجور شکسته دوباره آمده ای که چه بگویی به این دل خسته آمده ای دوباره بشکنی قلبم را ، یا باز هم به بازی بگیری این دل تنهایم را … . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
از من نگیر این لحظه ها را،هر چه باشد من یک عاشقم ،
نگاهی به من بینداز ببین به چه روز افتاده ام…
ببین چه کسی مرا به این روز انداخت
تو مرا اینگونه با لحظه های عاشقی آشنا کردی
تو مرا در دام عشق گرفتار کردی
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری کمی دلم آرامتر شده فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده شب های تیره و تار من مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم به یاد می آورم حرفهایت را باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را بگذار در حال خودم باشم به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم پس بگذار با تنهایی تنها باشم در خلوت خویش با غمها باشم نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
مثل او که در کنار ساحل دریا نشسته
به امواج دریا دل بسته
من هم نشسته ام در کنار ساحل قلب تو
و دل بستم به تو
دل بستم به امواج خروشان عشق تو
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
نمیتوانم در خیالم ، روزی را ببینم که تو نیستی
من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم
و هر کسی مرا ببیند از من بپرسد در جستجوی کیستی؟
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو که میدانی تمام وجودم هستی این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین اینها همه حرف دلم بود ، همین! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . کتاب آغوشت سوره ی لب هایت آیه ی بوسه هایت آنچنان پای بندم به این کیش که هزار شیطان نمی توانند لحظه ای ذره ای ایمانم را سست کنند . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم ! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . در انتظار تو کاسه ی صبر که هیچ صبر کاسه هم لبریز شد . . . ! دوستت دارم . .