دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
9.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

منو بفهم وقتی جز رفتن واسم راهی نمونده

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
13.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

از تـ ُ چـهـ پنهــانـ گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ کـ شـروع مۓ کنم بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن بـ بوۓ تنتــ ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
6.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

از خواب پریدم چشام پر اشک بود بلند شدم و یه راست رفتم سمت کمد تنها یادگاری از تو عطرت بود که روی پیرهنم جا مونده بود سر کشیدم بوی نبودنت رو ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
5.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

نمیــــــدانمـــ تعبیـــــر نگاهتـــــــ خداحافظـــــ یستـــ ــ ـ یا انتــــــظار ؟!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
4.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

چقدر دلم هوایت را می کند حالا که دگر هوایم را نداری...!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

گـاه گاهـی دل من می گیرد بـیـشـتر وقـت غروب آن زمان که خدا نـیـز پر از تـنـهایـیـست من وضـو خواهم سـاخـت از خـدا خواهم خواست که تو تـنها نشوی و دلـت پر ز خوشی های دمادم باشد

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
9c2s5p4ohecgb1bcyxa.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

با دقت به این تصویر نگاه کنید و بعد نظرتون را بگویید .... (( جالب هست ))

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
2.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم امشب دوباره تو را گم کرده ام میان آشفته بازار افکار مبهمم توی کوچه های بی عبور پاییزی دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را منتظر نشسته ام

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
19_irisz_agocs.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

با من بیا پری قصه های دیروزی با من بخوان همان ترانه های شاد دیروزی با من بیا به چیدن لحظه های بی تکرار با من بگو تو از قصه ای ناب و جاده های ناهموار با من بیا شاهپرک بانو اینجا خیال تو گل داده تا هر روز با من بیا به قله آرزوهای خفته با من بیا که هنوز گلهای انتظار نشکفته

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

اندوه این زمان این ست برای من ،که یاری گفتنم نیست و مبهم ها پیچده چون شاخه های هرز به دور تنه افکارم چگونه صمیمیتت را با نشناختنت باور کنم هر چند که ندانستنم تظاهری بیش نیست و دانائیم جهلی فزون پس این حق منست برای دانستن تو و این شاید شهامتی ست که گمشده در سخنانت ممنون که گه گاهی از برادر نه نه از یک غریبه احوالی می پرسی

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
Dead_love_by_morflex.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

روزهای با تو بودن گذشت کو تا سال نویی دیگر من ماندم و دنیای خالی از تو من ماندم حسرتی که موج می زند در چشمان من برای تو آری من از چشمان تو می خوانم آری می دانم آری سوختن برای منست دردی هست و درمانی که سوختن منست هزار بوسه زده لبانم بر آرزوی مرگ اما چه سود که ماندنم تاوان عشق منست این نگاه عاشق کشت آه تا همیشه رویای منست تب کرده ای میان سکوت این شعله ها که سر می کشد تا فلک زبانه اش سهم من از نداشتن توست غروب پر کشیده در آسمان بودنت تحمل درد های رفتنت برای منست پشت لبخندهای نیم بندم نهان شده قلب عاشقم این را تو می دانی و تو می خوانی ترانه ای که می رود تا نهایت این راه کور تا کی حضور و سکوت و عبور خدایا این چه تاوانی ست که ازآن منست برای داشتن او

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

ترک خورده شیشه دلم من آخر در این میانه کی ام زخمه زدی به قلب پراحساسم به رنگ فریادم این من و این تو ، هیهات هیهات پشت سر خیمه ای از دردها پیش رو لبخندها پشت سر خنجر فرو کرده به قلبم دست تو پیش رو از برای آبرو لبخندها گذشت گذشت من ماندم زخمها و لبخندها

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
hands_of_rain_by_erdincaltun.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

لبخند بزن ترانه غمگین من به روی ماه آسمان بهار می بارد از نگاه خمار عاشق کشت سراسر باران انتظار زخمه بزن به جان من اما لبخند بزن به لحظه های سر آمده ای که نامش تا همیشه میلرزاندم لعنت بر این انتظار یخ کرده جان بودنت در سرمای خواستنی دیوانه وار من بوده ام آری من تکرار تکراری ترین لحظه های روزگار اما تو را خواسته ام تویی که همیشه ترانه ای بوده ای در لحظه های پایکوبی انتظار برخیز ترانه من تنها بهانه من تنها یک قدم مانده تا پایان این شب و مرگ انتظار

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
7376628Semper_Idem_by_PaniFilth.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

عمریست با خیال تو سر می کنم لحظه ها گذشت و من صبر کردم خمیده شد تنم از دوریت اما زخم زدم به نومیدی و از نداشتنت دیده تر کردم مو سپید شد در آسیاب زمان من خویشتن را برای تو فراموش کردم لحظه لحظه انتظار داشتنت من باز هم میان بودن و خیال لحظه ها را غرق کردم صبحی شد و نیامدی چون صبح های دیروزی امروز به نیت آمدنت کفن به تن کردم پیغام دیشبت در عالم خواب اما نه دیگر نمی شد اینبار نیامدنت را باور کردم عمرم سپری شد برای تو خیالی نیست افتخار می کنم که لحظه های رفته را با عشق سپری کردم