دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

بای دوستان عزیزم .... تا شب بای .......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

. . ظرف آجیل هایی که تو مهمونی ها جلوی من میذارن به ترتیب زیر خورده میشه ۱-بادوم هندی(البته اگه داشته باشه) ۲-پسته ۳-بادوم درختی ۴-فندق ۵-تخمه ژاپنی ۶-تخمه کدو ۷-نخودچی(اونم اگه داشته باشه) ۸-پیاله ۹-پیش دستی ۱۰_فرش ۱۱-همینجوری برو تا آخر!!! . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

اگه کسی رو دوس دارین بهش بگین که دوســــش دارین قبل از اینکه کسه دیگه اى این کارو بکنه! . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

. . . جدیدا رفاقتا دو حالت بیشتر نداره .... یا تو آویزون رفیقتی ، یا رفیقت آویزون تو ! . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

. . . اینقده بدم میاد وقتی دارم روی آهنگ میخونم خوانندهه اشتباه میخونه ! . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

..... خدای من ..... براستى گذشت تو از گناه، و پرده پوشیت بر کار زشتم، و بردباریت در برابر جرم بسیارم، که گاهی به خـطا و گاهی از روى تعمـد کردم، مرا به طمـع انداخت تا از تو درخواست کنم چیزهایى را که مستحق آن نیستم .. ........ و سبب شد که تو را از روى اطمینـان بخوانم، و با تو انس بگیرم بدون هر ترس و واهمه ای، و حاجتم را از تو بخواهم، در حالیکه در طلبش هم با ناز و عشوه به درگاهت می آیم ! و اگر حاجتم دیـر بر آید، بواسطه نادانیم بر تو اعتراض میکنم در حالیکه شاید دیر شدن آن برایم بهتر باشد، زیرا تنها تو دانـا به سرانجام کارها هستى و از این رو من ندیدم مولایِ بزرگوارى، شکیبــاتر از تو بر بنده پست خود .. ........ خدای من، تو مرا مى خوانى درحالیکه من از تو روی میگردانم. تو به من دوستى میکنى در حالیکه من با تو دشمنى میکنم. تو به من محبت میکنى و من نمی پذیرم، گـویا مـن منتى بر تــو دارم ! و بـــاز ... این احوال تو را از مهر و احسانت بر من باز نمیدارد . ........ پس خدای مهـربان من، بر این بنده نـادانت رحـم کن و احسان زیادت را بر او ببخش، که براستى تو بـخـشـنـده و بــزرگــوارى ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

.......... مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت. متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند، آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود. اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که اومثل یک آدم شریف راه می رود، حرف می زند، و رفتار می کند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

به حیف نون میگن چرا در خونت نوشتی WC میگه: این مخفف Wellcom هست!!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

مفهوم زندگی در نهاد خودش نهفته است، زندگی شعله شمعی است در بزم وجود، که به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

به جنگل سوخته خاطراتم سوگند درخت یادت را باغبان خواهم بود تا بی نهایت...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

آقای نخست وزیر مشروب نمی خورد آقای نخست وزیر دود نمی کشد آقای نخست وزیر در خانه ای حقیـــر اقامت دارد؛ ولی بیچارگان حتــــــی خانه ی حقیری هم ندارند... کاش گفته می شد : آقای نخست وزیر مست است! آقای نخست وزیر دودی است! اما حتـــــی یک فقیر میان مردم نیست... (برتولت برشت)

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

اگر مردم دنیا به خاطر چیزی که هستی از تو نفرت داشته باشند بهتر است تا به خاطر چیزی که نیستی دوستت داشته باشند!!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

ها را بلد شدم، رنگهای چراغ راهنما، جدول ضرب، دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم ،اما گاهی میان آدمها گم میشوم، آدم ها را بلد نیستم.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک و تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمیکنی. ولی من به این کوچکی تو را فراموش کرده ام!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

رئيس تيمارستان به يكي از مراقب‌ها مي‌گويد: «من در اين جا از همه راضي هستم، فقط ديوانه‌اي هست كه اصرار دارد من برج ايفل را از او بخرم.» مراقب مي‌گويد: «خب، چرا نمي‌خريد؟» رئيس تيمارستان مي‌گويد: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما مي‌خريدم.»

این ارسال را بازنشر کرده است.