دنیا آنقدر جذابیت های رنگارنگ دارد که تا آخر عمر هم بدوی ..
چیزهای جدیدی هست که هنوز میتوانی حسرتشان را بخوری ...
پس یک جاهایی در زندگی ترمز دستیت را بکش ، بایست و زندگی کن ..
مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت.
مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.
هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: "دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است".
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: "ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم."
یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! ..
” آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است.”
یه روز یکی دید گل رو ،خواست بچینه تاج سر و
تیزی تیغ ها رو که دید...عقلش بهش گفت که نرو
گل به خار گفت که چرا نمیشی از من ، تو جدا؟؟!
برو میخوام تنها باشم...تو خیلی زشتی به خدا...!!
یه صبح سرد خیلی زود...بوته خار اونجا نبود
با همه عشقی که داشت...با دلی که شکسته بود
چشمای گل یه وقتی دید که دستی اونو از شاخه چید
نگاه گل هر جا که گشت ... بوته خاری رو ندید...!!
دنیا آنقدر جذابیت های رنگارنگ دارد که تا آخر عمر هم بدوی ..
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 18 ساعت قبلچیزهای جدیدی هست که هنوز میتوانی حسرتشان را بخوری ...
پس یک جاهایی در زندگی ترمز دستیت را بکش ، بایست و زندگی کن ..