❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مهم نیست که بگی خوب مینویسی !!! برای من مهم این است که بفهمی و بدانی برای تو مینویسم و مهمتر اینکه بخوانی آنچه را که مینویسم ... و لبخند همیشگی ات را بزنی ، و زیر لب بگویی ، دیوونه ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همین امروز قسم خوردم به هر چه دلدادگی است ... خواهم بود ... خواهم ماند ... خواهم خندید ... خواهم بخشید ... فقط …. “تــــــــــــــــــــــو بـــــــــــــــاش”
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر روزی گل؛ مغرور زیبائیش شود؛ چشمانم قهر خواهد کرد …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !! بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی … بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی … بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی … فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟! جوجه ها را بعدا با هم میشماریم …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هفت تا هشت سال ، برای زندگی کا[!]ت ! هفت یا هشت سال … خلاص ! بقیه اش نقدی مزورانه ست !زنبور زهرآگین خیانت متورم می کند هیکل ها را و ما با خون فاسد خود به سفرهای بزرگ می رویم ! پیراهن های بزرگ می پوشیم ! خانه های بزرگ می سازیم ! حرف های بزرگ می زنیم و خردمندانه طنین گریه های بزرگ خود را به هق هق آرام تخفیف می دهیم در مناسبات بزرگ ! می گویند : پادزهر را از زهر می گیرند می شنویم از گلوی گشاد خود و پاهای بزرگ خود را به زمین می کوبیم تا تنها صدای موجود عبور حجم بزرگ ما در کوچه ها بزرگ باشد ، کوچه هایی که در کودکی بارها در آن گم شده بودیم …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سخت است حرفت را نفهمند، سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند، حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد … وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ، اشتباهی هم فهمیده اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زمــــانـیـکه خـــاطـره هـایـت از امــیـدهـایـت قـــوی تـر شــدند ، بـــدان کـه دوران پــــیـریـت آغــــاز شــده اســت . . !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست