❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنقدر چیزها اتفاق می افتد که نمیدانم از کدامشان شروع کنم... احساس میکنم در فیلمی بازی میکنم با حرکت تند.... شاید برای این است که روزها کوتاه و کوتاهتر میشوند گویی که از کنار لحظه ها میگذرم بدون اینکه آنها را زندگی کرده باشم .. درباره همه چیز میتوانم بنویسم .. ولی نمیدانم چرا همیشه آنقدر طولش میدهم که دیر میشود و موضوع ، اهمیتش را ازدست میدهد آنوقت نوشتن میشود یک لیوان چای سرد که دیگر میل نوشیدنش را ندارم... ایـــنـــجا هــــوا بــــارانــــیـــــســــت... " راد "
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برگهای سبز با رگبرگهای سفید، باعث میوه دادن درخت می شوند ؛ و برگهای سفید با رگبرگهای سیاه ، باعث ثمر دادن مغزها ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همین که درب خانه پشت سرش بسته شد، درهای آسمان بود که روبرویش باز شد ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این روزها خیلی از آدمها در تب دنیا می سوزند ... افسوس از تب دنیا که آتش عقبی را در پی دارد. کاش در چشمه سار زلال معرفت ، وضویمان را با دست شستن از دنیا آغاز کنیم ؛ و نماز عشق را ، رو به قبله ی آرزوها و پشت به دنیا ، اقامه کنیم ... خنکای نسیم مغفرت در راه است ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ملتفت باشید ، ملتفت ما هستند .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مردم هر کدام آرزویی دارند ، یکی مال می خواهد و یکی جمال و دیگری افتخار، ولی به عقیده من یک دوست خوب از همه این ها بهتر است. - سقراط
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آه از طلا ... از این فلز فساد ناپذیرِ فساد برانگیز ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خاموش کردن شمع فردی دیگر باعث نخواهد شد که شمع شما درخشانتر نور افشانی کند ... حسادت ممنوع !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند : شما چطور شصت سال با هم زندگی کردید؛ گفتند : ما متعلق به نسلی هستیم که ، وقتی چیزی خراب می شد؛ تعمیرش می کردیم نه تعویضش!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاغذ سفید را هرچقدر هم که تمیز و براق باشد کسی قاب نمی گیرد! برای ماندگاری در ذهن ها باید حرفی برای گفتن داشت...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برای دادن گل به دیگران، منتظر مراسم تدفین آنها نباشید ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برخی آدمها [ تنها ] به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند [ تا ] به ما درسهایی بیاموزند ؛ که اگر می ماندند هرگز [ آن درسها را ] یاد نمی گرفتیم ... زنده یاد خسرو شکیبایی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
" هیچ گاه " به خاطر " هیچ کس " دست از " ارزشهایت " نکش؛ چون ... زمانی که آن فرد از تو دست بکشد؛ تو می مانی و یک " منِ " بی ارزش ...!