دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
yqp73p51e09dqhc0jmhw.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

در این شبــهای بـــارانی غــــــم انگیز است تنـــــــهایــــــی بـــــــه امـــــــید نگـــــــاهی تلــخ ، که می آیـــــی به احســــاست قســــــم یــــک شب دلم می میرد از حسرت……… ومن اهسته میگویم : تــــــو هــــــــم دیـــــگر نمی آیی …..

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

میان " یا حسین " گفتن و " با حسین " بودن تفاوت بسیار است . تفاوت به فاصله کوفه تا کربلا . کوفیان همه " یا حسین "گفتند اما آ نها که در کربلا حاضر شدند " با حسین" بودند . .............. خدایا کمک کن تا" با حسین " با شیم تا " حسینی " شویم .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

می خواستم برایت غزلی بنویسم آنچنان در ا ند یشه ام جا گرفتی که چشمهایت بر صفحه کاغذ نشست . نگاه پراز لبخند و محبت وعشقت ذهنم راچنان سر شار کرد که عا شقا نه ها یم از یاد رفت درست ما نند زما نی که می آ یی و حرفهایم گم می شوند . پس نوشتم برایت غزلی از جنس سکوت . سر شارازاحساس همان نگاه .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

الان دارم آهنگ با گوش میدم ..........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

طا قت دیدن باران اشکها یش را ندارم . یادش نیست اما من از یاد نمی برم که چطور شکسته بود . خرده هایش را خودم جمع کردم.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

خـ‗__‗ـدایـ ‗__‗ـا . . . یـ‗__‗ـا فریـ‗__‗ـاد در گـلـ‗__‗ـویم را بگیـ‗__‗ـر یـ‗__‗ـا بغـ‗__‗ـض گـلـ‗__‗ـوگیـ‗__‗ـرم را . . . هـ‗__‗ــرکـ‗__‗ـدام راه دیـگـ‗__‗ـری را بستـ‗__‗ـه

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

غم نویس نیستم فقط گاه و بی گاه آب و هوای دل را مکتوب می کنم ... همین ! ... حالا اگر آسمان دل همیشه سرخ و کبود و غم گرفته است ، چه کنم ....!؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

تــــــــــــنهایـــے را ترجيــــح ميدهــــم به ''تن هـايـــــــي'' كه روحشـــان با ديگـــــريـست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

و مَـ ـن پـِنـدآشـتـَـمـ کِـہ او مَـ ـرآ بـآ خـود خـوآهـَـد بُـرد !. او مَـرآ بُـرد. اَمٌــآ اَز يـــــــآد !

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

آن روزهـــا گـنـجـشـکـــ را رَنـگـــ مـیـکَــردَنـــد جــای ِ قَـنـــاری مـیـفــروخـتـنـــد ! ایــن روزهـــا هَــوَس را رنـگــــ مـیـکـنـنـد جـــای ِ عـشــق مـیـفــروشَـنـــد ! آن روزهــا مـالـبـاخـتـــه مـیـشـــدی و ایــن روزهـــا ، دلـبــــاخــــته !!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

وقـــت هـــائـــی هستــــ که جـــــــز به بودنـــتـــ دلــم رضایت نمی دهــــــد حــــالا ... من از کجــــــــــــا بیـــاورمـــتـــ ؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

به درختان جنگل گفتم، شما با این عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر میرنجید؟ گفتند:رنجش ما از تبر نیست ازدسته ی آن است که ازجنس خود ماست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

شبى بر دفتر قلبم، كشيدم رد پايت را، كشيدم طرح زيباى غروب چشم هايت را كنار هاله ی چشمت ، كشيدم عكس يك دريا كشيدم روي امواجش ، حضور آشنايت را و آن شب ، با دلي لبريز از آواز دلتنگی زدم فرياد در ساحل ، دلم دارد هوايت را...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

من که در پیله ی بی شیله ی خویش؛ شوق پروانگی ازیادم رفت؛ لااقل موقع رفتن بسپار؛ ابرجای تو ببارد به سرم؛ ماه جای تو بتابد به شبم؛ وسر انگشت محبت بزند،گاه گاهی به درم؛ شاید این تلخی ایام غم انگیزم را؛ باز با یاد تو از یاد برم...

این ارسال را بازنشر کرده است.