❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ببیـــــــن من هم مثل خــــــیلی از عاشـــــق ها از تو یـــــادگاری دارم ولــــی یــــادگـــاری من با بقیه فــــرق دارد یــــــادگــــــاری مــــن از تو ســــینه ای پر از درد اســـــت ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برای خودت زندگی کن، کسی که ترا دوست داشته باشد، با تو میماند برای داشتنت می جنگد.... اما اگر دوست نداشته باشد، به بهانه می میرود......
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به چه میخندی تـــــــــو؟ به مفهوم غم انگیز جدایــــــــــی؟ به چه چیـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــز؟ به شکست دل من یا پیروزی خویــــــــــــــــش؟ به چه میخنـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــدی؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کــــــــــــــــــــــــ ـــــــــرد ؟ یا به افسونگری حرفهایت که مرا سوخت و خاکستر کــــــــــــــــــــــرد ؟ به دل سادهی من میخندی که دگرتا ابد نیز به فکر خود نیســــــــــــــــــــت ؟ خنده دار است بخنــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــد ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
محبت را زمانی شناختم که... گدایی غذایش را با حیوانی تقسیم کرد..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از وینستون چرچیل پرسیدند: آقای نخست وزیر، شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند می روید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید، اما این کاررا نمی توانید در بیخ گوش خودتان یعنی در ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است انجام دهید ؟ وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ می دهد: برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج هست که این دوابزار مهم را درایرلند دراختیار نداریم . سوال می شود: این دوابزار چیست؟ چرچیل در پاسخ می گوید: اکثریت نادان و اقلیت خائن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هرکسی را که می بینید با او مهربان باشید.... چرا که درحال کشمکش و مبارزه با مشکلات زندگی است...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زمان ساز سفر میزند.... بی هیچ پاداشی حراج محبت کنیم که همه ما خاطره ایم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بچه که بودیم... جاده ها خراب بود ... نیمکت مدرسه ها خراب بود ... شیرای آب خراب بود ... زنگای در خونه ها خراب بود ... ولی آدما سالم بودن ... کاش الانم اونجوری بود....