دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

کاش من هـــــم دکمــــه alt+shift داشتــــم تا وقتی حرفهـــــایم را نمی فهمیــــدی زبان گفتـــه هــایم را عوض مـــی کردم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

دیگر از تنهــــــایی خستـــــه شده ام ... به کلاغــــها زیر میـــــزی میــــدهم ، تا قصـــه ام را تمــام کنند . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

شک کرده بـودم کسی بین ماست ! حالا یقین دارم "مـ...ــن" بین دو نفر بودم ! چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

دلم بچگی میخواهد ! جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند ؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
69768b3da745.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سالهاست که معنی این را نفهمیده ام "رفت و آمد" یا "آدم و رفت"؟ آدم ها می روند که برگردند،یا می آیند که بروند...؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

ها ..... ها .... ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
5ae7b1f18008.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

استاد جان خدا را... ......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

.هوا سرد و سوزناک بود و خورشید دل مرده می رفت تا به زحمت از لابه لای ابرهای آبستن با زمین و زمان خداحافظی کند مردم بی اعتنا به اطراف،دستهایشان را محکم در جیب فرو برده و یقه ها را تا بالای گردن خود پوشش داده بودند و از کنار یکدیگر رد می شدند .نم نمک آسمان اشک می ریخت.چترهای باز موجب می شد آنها پسر بچه گل فروش کنار خیابان را نبینند .چشمانش از شدت سوز پر اشک شده بود و گه گاه بغض در گلویش می پیچید ...امشب بدونه حتی یک مشتری...حتی یک سکه چگونه به خانه برود تا عطر نان،مادر و خواهرش را خوشحال کند؟ .باد در آن خیابان تنگ و تاریک می تاخت و گونه های پسرک را گلگون تر می کرد ...دستان یخ زده اش توان پاک کردن اشکهایش را نداشت که سایه ای آرام روی شانه اش پایین آمد ...قاصدکی ساده به پسرک لبخند زد ...و صدای بوق ماشینی پسرک را از غم بی نانی رها کرد - لطفا دو شاخه گل مریم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سلام به همه عزیزان

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

بای ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سلام ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

من رفتم ........... بای ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

می خواهم خودکشی کنم؛ نه اینکه تیغی بردارم و رگم را بزنم؛ قید احساسم را می زنم ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

خوبم ...! باور کنید ...؛ اشک ها را ریخته ام ... غصه ها را خورده ام ...؛ نبودن ها را شمرده ام ...؛ این روزها که می گذرد ... خالی ام ...؛ خالی ام از خشم، دلتنگی، نفرت ...؛ و حتی از عشق ...! خالی ام از احساس ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

هوا نیستــــم امــــا همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم حال عجیبـــی ست دیدن ِ همان آسمان که ... شاید "تو" ... دقایقی پیش به آن نگاه کـــرده ای