دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

. . . هر روز از عمــــر یک زندگــی کــوتاه است .... پس عاشـــقانه زندگی کن .... عشــــــــــق ببـــــــــخش ... و .... لــــــذت ببـــــــــر… . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

این که عاشق کسی باشی یعنی هیچ این که یکی عاشقت باشه یه چیزی اما این که عاشق کسی باشی که عاشقته یعنی همه چیز یعنی باقی دنیا هیچ . . . . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سلام

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

روزتون زیبا ..... بای

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

اسمان میبارد.... گل میمیرد...... تو نه اسمان باش نه گل........! زمین باش که اسمان برای تو ببارد............... گل برای تو بمیرد........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

ادمک.. اخر دنیاست... بخند ادمک مرگ همینجاست...بخند ... دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست...بخند.... ادمک خر نشوی گریه کنی....!؟ کل دنیا یه سراب است بخند... ان خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست...بخند..

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

عمری که اجل در عقبش میتازد...... هر کس که غم و غصه خورد میبازد! پس غصه نخور ای عاقل........... دنیا به دمی کار تو را میسازد......!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به مهمانی گل های باغ می آورد و گیسوان بلندش را به بادها می داد و دستهای سپیدش را به آب می بخشید... دلم برای کسی تنگ است که آن دو نرگس جادو را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت... و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند... دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت...! و مهربانی خود را نثار من می کرد...! دلم برای کسی تنگ است که تا شمال ترین شمال و در جنوب ترین جنوب در همه حال همیشه در همه جا ... آه با که بتوان گفت که بود با من و پیوسته نیز بی من بود...!!؟! و کار من ز فراقش فغان و شیون بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی... دگر کافی ست...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

کوک کن ساعت خویش ! ........... ......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

سخنی از ویکتور هوگو..... ...........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

نیا باران... زمین جای قشنگی نیست... من از اهل زمینم خوب میدانم.... که گل در عقد زنبور است....ولی سودای بلبل دارد و..... پروانه را هم دوست میدارد........! نیا باران...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

...........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

آوای تنفس زمین، بیدارم می سازد. لحظه ای طولانی به پیرامون می نگرم تا زمان و مکان را در یابم. آنگاه برمی خیزم و به سوی پنجره ای می روم که مدتهاست بسته مانده است. زمین لبریز از لبخند بنفشه ها، زندگی را فریاد می زند و آسمان لبریز از رهایی چلچله ها، سکوت را می شکند. قطرات باران بر شیشه پنجره راه می گشایند. افق در دوردست، بلندی راه پیش رو را یاد آورم می شود و عقربه های ساعت،‌کوتاهی زمان باقیمانده را بیادم می آورد. زمان رفتن فرارسیده است. باید فصلی نوین را بر کتاب هستی ام، به رشته تحریر آورم. آخرین کلمه را در آخرین سطر این فصل می گنجانم . و پنجره را می گشایم.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

... گاه می اندیشم، خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟ آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی، روی تو را کاشکی می دیدم . شانه بالا زدنت را، - بی قید - و تکان دادن دستت که، - مهم نیست زیاد - و تکان دادن سر را که، - عجیب ! عاقبت مرد ؟ - افسوس ! - کاشکی می دیدم !