محسـن
یارو خواب مي بينه تو بازي كامپيوتري زنشو كشته...از خواب كه پا مي شه مي بينه زنش كنارشه.ميگه : اه ! باز خر شدم سيو نكردم
محسـن
یارو از كيوسك تلفن عمومي مياد بيرون، ازش ميپرسن: سالمه؟ ميگه: آره، ولي آفتابه نداره
محسـن
غضنفر میره آزمایشگاه داد میزنه میگه چرا جواب خون شهدا رو نمیدین؟
محسـن
یار. میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم
محسـن
يكي ميره پيش دكتر ميگه دكترمن شب ها خواب مي بينم باخرها فوتبال بازي مي كنم.دكترمي گه اين داروهارو بخور. مرده مي گه نمي شه فردابخورم چون امشب فيناله.
محسـن
مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که میتوان با چکش خرد کرد، سختافزار و آن قسمت را که فقط میتوان به آن فحش داد، نرمافزار میگویند
محسـن
یارو میخواسته نماز بخونه ، میگه : الحمدالله رب العامین ... خدایا سرتو درد نیارم .... ولاالضالین !