محسـن
رییس جمهور کشورمان خبرسازترین چهره حاضر در نیویورک است. [سخنگوی وزارت خارجه]
محسـن
It's a damn cold night / Trying to figure out this life / Won't you take me by the hand / Take me somewhere new / I don't know who you are / But I... I'm with you / I'm with you
محسـن
She wants to go home, but nobody's home. / That's where she lies, broken inside. / With no place to go, no place to go, to dry her eyes. / Broken inside
محسـن
I'll [!] myself / To cross out what I've become / Erase myself / And let go of what I've done
محسـن
در اين درگه که گَه گَه کُه کَه و کَه کُه شود ناگه / ز امروزت مـشـو غـره که از فـردا نــــه اي آگه
محسـن
خانم کلینتون قبل از اظهار نظر در باره هر موضوعی ابتدا مطالعه کند. [رئیس جمهور]
محسـن
نابينا به ماه گفت: دوستت دارم . ماه گفت: چه طوري؟ تو که نمي بيني . نابينا گفت: چون نمي بينمت دوستت دارم . ماه گفت: چرا؟ نابينا گفت: اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم.
محسـن
دستشو طرفم دراز کرد،صدایم کرد،شوخی کرد،معذرت خواست،خندید،سر به سرم گذاشت،می گفت:دنیا دو روزه...بی خیال!سخت نگیر...آشتی...آشتی... گلفروش دوره گرد در خیابان می چرخید.وسط خیابون دویدو دسته ای رز سرخ برایم خرید. خنده ام گرفت...خواستم بگویم آشتی ! ... ناگهان یک موتوری خودش و گلهای زیبایش را پر پر کردو بر زمین ریخت...
محسـن
مرد گوشی را برداشت و شماره گرفت. چند لحظه بعد زن از پشت خط گفت:الو..بفرمایید؟...چرا حرف نمی زنی؟ مکثی کرد و با لحن ملایم تری ادامه داد:بهنام،عزیزم،تو یی؟..من که بابت دیشب عذر خواهی کردم. خواهش می کنم با من حرف بزن.بهنام جان... مرد با صدای لرزانی گفت:عزیزم منم ،نادر. زن گفت:صدات نمی آد.بلندتر حرف بزن.نمی شنوم چی می گی. مرد به دهنی ی گوشی نگاه کرد.نیش خندی زد و آن را سر جایش گذاشت. از باجه که بیرون آمد ،دوستش پرسید:به کی تلفن زدی؟ مرد گفت:به همسر سابقم .