دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

negar
زن - مجرد
امتیاز: 167

دنبال‌شدگان

(9 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(51 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

negar
negar
توسط موبایل در احسان خواجه امیری

تحمل می کنم بی تو به هر سختی به شرطی ک بدونم شادو خوشبختی...‏

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
negar
negar
توسط موبایل در سوتی

من همین الان سوتی دادم،پست گذاشتم نوشتیم رو نویشتیم؛نوشته بودم!!هه هه

negar
negar
توسط موبایل در آخرین پیامک رسیده

راحت نویشتیم بابا نان داد!‏ بی آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان دادن همه ی جوانیش را داد...

negar
negar
توسط موبایل در سوتی

ی سوتی ک خیلی میدم اینه که میخوام تند تند حرف بزنم ب بالکن میگم بالاکن هی تمرین میکنم درست بگم دوباره سری بعد یادم میره

negar
negar
توسط موبایل در منطقه آزاد ....

عصبانی ام آخه من نمی خواستم پست بذارم دختر خالم گفت این چیزایی ک من میگم رو بذاری کلی لایک میخوره الان3ساعته ک گذاشتم هر کدوم ی دونه لایک بیشتر نخورده الان دلم می خواد خفش کنم بنظر شما خفش کنم؟؟

negar
negar
توسط موبایل در آخرین پیامک رسیده

عشق اون نیست که در اوج رابطه پاک بمونی،عشق اونه که در اوج اختلاف خیانت نکنی...

negar
negar
توسط موبایل در منطقه آزاد ....

شبها زیر دوش آب سرد رها میکنم بغض های مانده از دوریش را،درحالی که دیگران می گویند خوش بحالت چه زود فراموش میکنی!!!

negar
negar
توسط موبایل در آخرین پیامک رسیده

دوست پسر امروزت... فامیل شوهر آیندت نباشه! صلوات...!

negar
negar
توسط موبایل در اعترافگاه

اعتراف می کنم ی عالمه درس دارم ولی ب همه گفتم درس ندارم برای اینکه بیام اینجا

negar
31.jpg negar
توسط موبایل در احسان خواجه امیری

تولدت مبارک!!

negar
negar
توسط موبایل در منطقه آزاد ....

من اینجا رو دوست دارم...

negar
negar
توسط موبایل در منطقه آزاد ....

هیچوقت ذره ای حسادت نمی کنم اگر بادیگری ببینمش مادرم از بچگی بهم یاد داده اسباب بازی هایم را به بدبخت بیچاره ها بدهم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
negar
1176404_627570800597565_702713639_n.jpg negar
توسط موبایل در احسان خواجه امیری

چقدر خوب بود اگه اینطوری بود نه؟؟؟!!!

negar
negar
توسط موبایل

پسری از دختری در خیابان خوشش امد.بااوهم قدم شد.پس از چندساعت پیاده روی ماشین لوکس وگران قیمتی جلو آنان توقف کرد.دختر ب پسرگفت:از آشنایی با شما خرسندم،اما نمی توانم تاآخرعمر پیاده بروم.وقتی سوار ماشین شد راننده ب دختر گفت:خانم خواهشا پیاده شوید من راننده شخصی او آقا هستم...