¸.•♥yalda♥•.¸
چگونه التماست کنم که بیایی و حجم انبوه تنهایی ام را سیراب کنی ؟!
¸.•♥yalda♥•.¸
گاهی اوقات احتیاج به یه آدمی داری٬ یه دوستی٬ که وایسته رو به روت که توی چشمات نگات کنه و محکم بزنه تو گوشت که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونهت و دوباره نگاش کنی ببینی که خشمگینه٬ ببینی که از دستت عصبانیه توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره ببینی که دوستته. که نگاش کنی٬ همونجوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬ که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. » که سرت فریاد بکشه .. که تو یه هو بلرزی٬ که بری بغلش٬ که بغلت کنه٬ همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات٬ که سرت رو فشار بده توی گودی شونش٬ که تو چشمات رو ببندی٬ روی شونهش گریه کنی٬ بلرزی٬ و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. »
¸.•♥yalda♥•.¸
قرار بود ... هیچ وقت با هم قهر نکنیم !! حتی اگر قهر هم کردیم ... حداقل حال همدیگرو بپرسیم ... حالم خوب نیست ..... چرا حالمو نمی پرسی ؟؟
¸.•♥yalda♥•.¸
خـــدایـــــا ... از این به بعــد به مــخلوقــاتــت ؛ یک مــترجـــم ضـمیــمه کـن ! اینجا هیــچکــس ، هـیـــچــکـــس را نــمـی فـــهــــمـــــــد...
¸.•♥yalda♥•.¸
یه وقتایی آدم از روی دوست نداشتن از یکی فاصله میگیره یه وقتایی از ترس "وابســــــــتـگی"...!!!
¸.•♥yalda♥•.¸
دنیاى ما پر از دستهایى است که خسته نمى شوند! از نگه داشتن نقابها…