¸.•♥yalda♥•.¸
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ای است ، هول هولکی و دم دستی . این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند ، اما خستگی ات را رفع نمی کنند . این چای خوردن ها دل آدم را باز نمیکند ، خاطره نمی شود ، فقط از سر اجبار میخوری شان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی !
¸.•♥yalda♥•.¸
سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد، او تنومند تر بود ... مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم، نه تخته سیاه مدرسه ای، نه عصای پیر مردی ... خشک شدم .. بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه ... ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن !
¸.•♥yalda♥•.¸
سیاه پوشیده بود، به جنگل آمد ... استوار بودم و تنومند ! من را انتخاب کرد ... دستی به تنه ام کشید، تبرش را در آورد و زد ... زد ... محکم و محکم تر ... به خود میبالیدم، دیگر نمی خواستم درخت باشم، آینده ی خوبی در انتظارم بود !
¸.•♥yalda♥•.¸
به یاد داشته باشید دقیقا درهمان حالی که میگوید تسلیمم شخص دیگری که درحال نظاره این موقعیت است باخود میگوید چه فرصت بزرگی!!!
¸.•♥yalda♥•.¸
کاش بدونه در خیالم با خیالش عشق بازی می کنم. کاش بدونه یه جایی ته تهای قلبم میدونم گره ی کارم با یه جمله از لبهای زیباش و صدای شیرینش باز میشه...
¸.•♥yalda♥•.¸
کاش بدونه همون سر تکون دادنش موقعی که از پله ها میاد بالا ، دنیامو روشن میکنه.
¸.•♥yalda♥•.¸
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری!
¸.•♥yalda♥•.¸
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی!
¸.•♥yalda♥•.¸
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده!
¸.•♥yalda♥•.¸
به چهارده زبان زنده دنیا گفتم دوستت دارم! بی تفاوت گذشتی و مرا از خودت راندی به چشم هایت نگریستم لبخندی زدی کنارم ماندی...!
زیاد سخت نگیر.بااین مصائب باید کناراومد تاتموم شدن جنگل چیزی نمونده.دیر یازود همه تبری میشن.....
14 سال و 1 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 29 دقيقه قبل