¸.•♥yalda♥•.¸
تو رنگ می دهی به لباسی که می پوشی بو می دهی به عطری که می زنی معنا می دهی به کلمه های بی ربطی که شعرهای من می شوند ...
¸.•♥yalda♥•.¸
کاش داشتنت به راحتی دوست داشتنت بود...!
¸.•♥yalda♥•.¸
آنقدر زمين خورده ام که بدانم براي برخاستن; نه دستي از برون که همتي از درون لازم است... حالا اما نمي خواهم برخيزم مي خواهم اندکي بياسايم فردا برمي خيزم وقتي که فهميده باشم چرا زمين خورده ام!!!
¸.•♥yalda♥•.¸
بعضی وقتا سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرفی بزنی ... بعضی وقتا سکوت میکنی چون واقعآ حرفی واسه گفتن نداری ... گاه سکوت یه اعتراضه ، گاهی هم انتظار ... اما بیشتر وقتا سکوت ... واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که توو وجودت داری ، توصیف کنه ...
¸.•♥yalda♥•.¸
دیروز و فردا هر دو نامردند ...! دیروز با خاطراتش و فردا با وعده هایش ... مرا فریب دادند تا نفهمم امروزم چگونه گذشت...
¸.•♥yalda♥•.¸
چه قدر تلخ شدی... راستش را بگو قند هاتو این روزا توی دل چه کسی آب میکنی؟!!!!
¸.•♥yalda♥•.¸
این جا آنقدر شاعرانه دروغ مـﮯ گویند و آنقدر در دروغ هایشان شاعر مـﮯ شوند که نـمــﮯ دانـم در ایـن سـرزمـیــن با ایـنـهـمــه فــریــبـــــ چگونه ست که دلم هنـوز خواب بـاران را دوسـت دارد ! ! !
¸.•♥yalda♥•.¸
عقربه ها نیامدنت را تکرار می کنند .... و زمان مانند دردی بر تنم جاری میشود ! عادت نکرده ام به نبودنت ؛ و تو سخت به ثانیه هایم چسبیده ای ... !!!