یادم کن کابوسِ شب های من... وقتی هنوز #رویای آمدنت را در خواب میبینم ... از خواب می پرم و تو نیستی ... دیگر خواب به چشمانم نمی آورد این #رویا ... انگار #رویاهایم شده اند کابوس ...
این نسترنهای آویخته از طاق این ماهی قرمزهای کاشی کاری ته حوض این مجنونهای رقصان در باد این نیمکت دونفرهی خالی و این بوستان کوچک در بینهایتِ زمین مرا یاد تو میاندازد.