خدایا اجازه هست ناصبوری کنم؟ به بزرگیت قسم از صبوري خسته ام... از فريادهايي كه در گلويم خفه ماند و میماند... از اشك هايي كه شبها تنها بالشم و تو شاهد آن هستید و از حرف هايي كه زنده به گور گشت در گورستان دلم آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را ، در بی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی ...خیلی داغونم...
#گاهیـــ وقتــــ ها با خودمـــ فکر میکنمــــ #کاشـــ مثل گرفتنــــ #عکســـ میشد تو تمامــــ لحظه هایــــ #خوبـــــ جا موند... جوریــــ که وقتیــــ برایــــ تجدید #خاطراتتــــ آلبومــــ زندگیــــ رو ورق میزنیمــــ هیچوقتـــــ با #افسوســـ نگیمــــ #یادشـــ#بخیر...
شده ام #دخترکِ کبریت فروش ... در تاریکی اتاق،هربار کبریتی آتش میزنم ... و به عکست خیره می شوم ... این #آخرین کبریت است ... آیا قبل از خاموش شدن،مرا در #رویا به #تو می رساند؟ ...
از ســـکوتـــم بتـــرس.....! وقتی که ســـاکــتـــ میشم...... لابــد همـــه ی درد و دل هایــم را بــرده ام پیش خــــدا.... بیشتر که گوش دهــی.... از همــه ی ســکــوتـم..واز همـــه ی بودنــم.... یکـــ آه مـــیشنوی... و باید بترســی... از اه مظــلــومــی که فریــاد رسـی جـــز خـــداندارد....
بگذار همه ی زندگی ام گره ی کور بخورد دستهای “تــــــــــو” که باشد ملالی نیست… با نگاه “تـــــــــــو” گره از همه چیز باز میشود حتی از دل گره خورده من!
اونی که واقعا دوست داشته بـاشه .. شاید اذیتت کنه.. ولی هیچ وقت عذابت نـمیده.. شاید چند روزی هم حالتو نپرسه .. ولی همه حـواسش پـیشِ تـوئه.. شاید بـاهات قـهر کنه .. ولی هیچ وقت راحت ازت دل نمی کنه !!!