بازی با کلمات و دِل واژه ...
می نویسم نوشته هایم را ... بی ارزشند ... اما تنها نگاهِ زیبایِ تو ... آنها را ارزش می بخشد ...
OoOoaLi(Hi-bYE)oOoO
چقدر بده بری پیش رفیقات که حالت خوب شه . . . بدتر برن رومخت . . . آخرم یه دعوا . . . اونم من . . . (شاید توقع من بیجا بود که انتظار داشتم با اونا حالم بهتر شه )
پــــــو Jــ▼ـــہ
تا نگه محوِ تماشایت شود ... می کنی قصدِ سفر از خوابِ من ... می روی اما نمی گردد جدا ... یادِ تو از سینه ی بی تابِ من ...