بازی با کلمات و دِل واژه ...
می نویسم نوشته هایم را ... بی ارزشند ... اما تنها نگاهِ زیبایِ تو ... آنها را ارزش می بخشد ...
sahar
یکی از دوستام عاشق شده بود بعد یه مدت طبق معمول پسره با یکی دیگه دیده شد دوستم اومد گریه میکرد و میگفت: عشق و عاشقی دروغه دیگه میخوام مث تو باشم عاشق نباشم؛ پست باشم؛ آشغال باشم؛ عوضی باشم; ( ینی منو ترور شخصیتی کرد. 'اش نخورده دهن سوخته