بعضی وقتا:>>>{ یه حرفی رو از دهن یه #هفت_پشت_غریبه تو لباس یه #رفیق_قدیمی میشنوی/ که اصلا خشکت میزنه...!!} اونموقست که باید با #بیخیالی_کامل {البته فقط میتونه #تظاهری باشه و لحظه ای چون جای #داغ_ناروی رفیق ابدیه...!!} صبر کنی تا تموم حرفاش تموم شه/ بعدش بهش بگی:>>>{ الان دقیقا داری از کجا #میسوزی بگو:/( تا شاید تونستم خاموشت کنم)...!!} من خودم عادت دارم حرفامو رک میزنم/ #شاید همون لحظه ازم ناراحت شن {البته تا جایی که سعی دارم نمیزارم این اتفاق بیفته ولی حداقلش اینه که حرفمو میزنم و حتی اجازه نمیدم که برم رو #حالت_شمعک....!!!!}
گاهی با خدا رو در رو می نشینی ... چشم در چشم ... نگاه در نگاه ... بی آنکه نیاز باشد حرفی بزنی ... خیره خیره در سکوت می نشینی و تجدید میثاق میکنی ... برای روزی که اگر دوباره زخمی شدی ... اگر دوباره تنها شدی ... اگر ... اگر دوباره پایت به سنگ خورد و زمین افتادی یادت باشد دستهای او تو را رها نخواهد کرد ... و یادت باشد امیدت را از دستهای او برنداری ... .... گاهی باید با خدا رو در رو ... چشم در چشم ... نگاه در نگاه بنشینی... هیلا صدیقی