پاپــ مسعود آورد ــتی
توسط API
بلند بخوان،درشت بنویس،آویزه گوشت کن که : تقوا آن نیست که با یک " تق " وا برود...
پاپــ مسعود آورد ــتی
توسط API
بعضی وقتا انقدر دلتنگ کسی میشی
که اگه بفهمه
خودش از نبود خودش ، خجالت میکشه
پاپــ مسعود آورد ــتی
توسط API
در دوران تحصیلم ۳ چیز رو به خوبی یاد گرفتم : اس ام اس نوشتن، بدون اینکه نگاه کنم - خوابیدن، بدون اینکه خرپف کنم - کار گروهی سر جلسه امتحان !
پاپــ مسعود آورد ــتی
مو بچه شتم ، مو مار هفت خطم ( Mo Bacheye Shattom , Mo Mare Haft Khattom ) ...
پاپــ مسعود آورد ــتی
بچه ها پایه هستین یه مطب بزنیم و توش مرغ بفروشیم؟ ( عکس رو حتما ببینید )
پاپــ مسعود آورد ــتی
بچه ها نظرتون راجع به این تصادف چیه؟
پاپــ مسعود آورد ــتی
هدف بعدی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در طرح جمع آوری ماهواره مشخص شد
پاپــ مسعود آورد ــتی
تصويري از سنگ قبر مبتكرانه استيو جابز
پاپــ مسعود آورد ــتی
پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.پسرك پرسيد: خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد !پسرك گفت: خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او انجام مي دهد انجام خواهم داد!زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت. مجددا زن پاسخش منفي بود.پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت. مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.پسر جواب داد: نه ممنون، من خودم کار دارم و فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند!
پاپــ مسعود آورد ــتی
روزی ملا زیر درخت گردو خوابیده بود که ناگهان گردویی به شدت به سرش اصابت کرد و سرش باد کرد. بعد از آن شروع کرد به شکر کردن مردی از انجا می گذشت وقتی ماجرا را شنید گفت:اینکه دیگر شکر کردن ندارد. ملا گفت: احمق جان نمی دانی اگر به جای درخت گردو زیر درخت خربزه خوابیده بودم نمیدانم عاقبتم چه بود؟!