بچه که بودیم سر کلاس ردیف آخر
جای من بود، تخس نیم وجبی لاغر
توی اسگلم عشقت بود جلو بشینی
خوش چسی کنی واسه دبیر کلاس دینی
کم کم قد کشیدیم به بلوغ رسیدیم
تو به رویات ، به ریش ، ما به نبوغ رسیدیم
ماها از تو باسواد تر اخراج شدیم
پسر حاجی تو گفتی ما اغفال شدیم
تو توو پایگاه میچرخیدی ما تو پارکا
تو توو شرکت باباتو ما تو کارگاه
شما ژنتیکی فرقاتون بغل بازه
نسل اندر نسلتون دغل بازه
ماها دو نفر نیستیم دو فاجعه ایم
دو جریان جاری تو جامعه ایم
که مارو پله کرد ، رفتی بالا
هر گهی که خواستی بخوری گفتی بابا
اینا دروغ نی نمیشه کتمان کرد
سینماییه ولی نمیشه اکران کرد
و سیاه ترین نقشو تو ایفاش کردی
حوس کردی عوض شی و فوری فاش کردی
حوس تیکاف و لایی بازی و دستی
حوس سیگار و خالی بازی و مستی
عشق و حالایی که ما بلد نیستیم دم پرت
رنگ و وارنگ دخترا دست کشیدن سرت
پسر حاجی از عمر ما بگو ، به ا رفت
از چوبی که لا چرخ تو نرفت به ما رفت
از جنس لطیف ، انعطافاتش
یه ترمز فاصلته با زیر نافش
از ترس تاخیر عادت ماهانه
ژستی به اسم کمک با حالت شاهانه
از کانال دو بگو ، نشست خبریش
از گالاردو ، اونیکه نشسته ببریش
حج میری حاجی میشی نیومده میری فرنگ
تجربه ایم جز الواتی داری قشنگ؟
حرفی بزن ، جمله ای بساز با بنزین
انشایی از تهران با دیوار برلین
پسر حاجی چی فروختی اینارو خریدی
گم کردییم تو خنده های مارو ندیدی؟
صدای خوش آوازی یا یه دل راضی
یه جایی که زبونش زبون ماس نه تازی
من دیدم که پدر تو حرفش پیش بود
که هر که بام نداشت برفش بیش بود
من تفاوتا رو من تناقضا رو
گندیدن عقیده بالای طناب دارو
زندگی هایی که با جنگی چرخید
که حرف تو به هر زنده ای میچربید
گذر عمر با خونی به دل دینی به سر
هیچ کدومو ندیدی ؟ پس تو چی دیدی پسر؟
حق داری ، از بالای برج دیده نمیشه
حقیو که وق میزنم شنیده نمیشه
طبقه ی بی سقفی که درد میباره سرش
برکت وجود تو و حاج آقاس ، پسرش
چه بوی لجنی میاد،بوی تو نیست؟
دنبال یه مرد میگردم ،روی تو نیست؟
به همون خدایی که گفتی جلاده
تو یه حیوونی، حیوونی بدون قلاده
درد دارد ، همچون دست و پا زدن مَردی توی سیم های خاردار ک با هر حرکت فقط زخمی بر تن خود به یادگار میگذارد ، حتی با نفس کشیدنش ، درد دارد ، این #زندگی با هر حرکتش!
در طفولیت 5سالگی بود ک یه کتاب فروشی نزدیک خونمون بود ، یه کتاب دیدم سریع اومدم خونه گیر دادم من پول میخوام کتاب بخرم ، پولو گرفتم رفتم و با یه کتاب ِ 500صفحه ایی در مورد فضاپیماها و فضانوردان اومدم خونه ، بابام تا کتابو دید خواست کتابو بکوبه تو سرم اجبار رفتم عوضش کردم مرغ ِ تخم طلا ! اونجا بود که استعداد فضانوردیمون کشته شد و دنبال ِ مرغی رفتیم که یه شبه 10تا تخم طلا واسمون بزاره ولی هرچه گشتیم نبود ... اما بازهم بخاطر علاقه ِ شدید ب فضانوردی بعضی وقتا با کمک موشک های دست ساز سیری در فضا میکنیم!!!
و عیدی امسال...فقط کمی زنگ صدایت را برایم بگذار...و رنگی از دستانت...یادت هست من زندگیت شدم وخودخواسته انصراف دادم...حالامنم و یادت و سیگاری که مرا به تو می رساند...
تا تو چیزی نمانده...اما هنوز ازتو دورم...."سپیدار"
بچه که بودیم سر کلاس ردیف آخر
14 سال و 4 ماه و 26 روز و 19 ساعت و 40 دقيقه قبلجای من بود، تخس نیم وجبی لاغر
توی اسگلم عشقت بود جلو بشینی
خوش چسی کنی واسه دبیر کلاس دینی
کم کم قد کشیدیم به بلوغ رسیدیم
تو به رویات ، به ریش ، ما به نبوغ رسیدیم
ماها از تو باسواد تر اخراج شدیم
پسر حاجی تو گفتی ما اغفال شدیم
تو توو پایگاه میچرخیدی ما تو پارکا
تو توو شرکت باباتو ما تو کارگاه
شما ژنتیکی فرقاتون بغل بازه
نسل اندر نسلتون دغل بازه
ماها دو نفر نیستیم دو فاجعه ایم
دو جریان جاری تو جامعه ایم
که مارو پله کرد ، رفتی بالا
هر گهی که خواستی بخوری گفتی بابا
اینا دروغ نی نمیشه کتمان کرد
سینماییه ولی نمیشه اکران کرد
و سیاه ترین نقشو تو ایفاش کردی
حوس کردی عوض شی و فوری فاش کردی
حوس تیکاف و لایی بازی و دستی
حوس سیگار و خالی بازی و مستی
عشق و حالایی که ما بلد نیستیم دم پرت
رنگ و وارنگ دخترا دست کشیدن سرت
پسر حاجی از عمر ما بگو ، به ا رفت
از چوبی که لا چرخ تو نرفت به ما رفت
از جنس لطیف ، انعطافاتش
یه ترمز فاصلته با زیر نافش
از ترس تاخیر عادت ماهانه
ژستی به اسم کمک با حالت شاهانه
از کانال دو بگو ، نشست خبریش
از گالاردو ، اونیکه نشسته ببریش
حج میری حاجی میشی نیومده میری فرنگ
تجربه ایم جز الواتی داری قشنگ؟
حرفی بزن ، جمله ای بساز با بنزین
انشایی از تهران با دیوار برلین
پسر حاجی چی فروختی اینارو خریدی
گم کردییم تو خنده های مارو ندیدی؟
صدای خوش آوازی یا یه دل راضی
یه جایی که زبونش زبون ماس نه تازی
من دیدم که پدر تو حرفش پیش بود
که هر که بام نداشت برفش بیش بود
من تفاوتا رو من تناقضا رو
گندیدن عقیده بالای طناب دارو
زندگی هایی که با جنگی چرخید
که حرف تو به هر زنده ای میچربید
گذر عمر با خونی به دل دینی به سر
هیچ کدومو ندیدی ؟ پس تو چی دیدی پسر؟
حق داری ، از بالای برج دیده نمیشه
حقیو که وق میزنم شنیده نمیشه
طبقه ی بی سقفی که درد میباره سرش
برکت وجود تو و حاج آقاس ، پسرش
چه بوی لجنی میاد،بوی تو نیست؟
دنبال یه مرد میگردم ،روی تو نیست؟
به همون خدایی که گفتی جلاده
تو یه حیوونی، حیوونی بدون قلاده