یه روز یه غضنفر میره خواستگاری . وقتی دختره چای میاره غضنفر میبینه که دختره سیبیل داره بلند میزنه زیر خنده. دختره هم ناراحت میشه و گریه میکنه. غضنفر هم واسه اینکه دلداریش بده میگه : پاشو! پاشو! مرد که گریه نمیکنه!
یه یارو رستوران وا می کنه و کار و کاسبیش نمی گیره. رو به روش یه رستوران دیگه بود که خعلی مشتری داشت. نگاه می کنه می بینه طرف سر در مغازش نوشته : خدا با ماست. اینم فردا میره رو سر درش می نویسه: پیامبر با نوشابه.
چرا تاریخ تولد واقعیت رو نمی نویسی ؟؟ تاریخ ِ تولدت رو لطف کن و بگو .
آدم ِ دروغ گویی هستی یا نه ؟؟ ( چرا زندگی با همسر فزرند رو انتخاب کردی ؟ ) ( لیسانست سر ِ کاریه ؟؟ ، راستی شغلت چیه ؟ )
آواتار ِ خودت رو دوست داری .. معمولا میگن آواتار ِ انتخابی بیانگر شخصیت ِ خود ِ اون فرد هست.. در مورد تو صدق می کنه ؟ داد و فریادی هستی ؟؟ چرا اهوی وحشی ؟
مامانت مچت رو سر چه کاری گرفت ؟؟ [لینک]
اگه دوست داشتی هوا رو رنگ کنی... چه رنگی بهش میزدی ؟ اصلا رنگیش می کردی ؟؟
تا به حال چند بار یه پسر بهت گفته که خیلی بچه ای ؟؟
هر کسی تو بچگیش به یه شیطنتی معروف بوده .. بعضی ها هم که نه ! تو به چی معروف بودی ؟؟ ( به خودم می گفتند سرطان ِ مغز و اعصاب ، چون مخ می خوردم )
یه سوال ِ سخت از خودت بپرس و جواب بده .. فقط سوالت تخیلی نباشه .
چرا تاریخ تولد واقعیت رو نمی نویسی ؟؟~~~~~~>قبلن نوشته بودم بعد سال ِ 90 حذفش کردم / چون من هنوز 26 سالم نشده بود : ((((
تاریخ ِ تولدت رو لطف کن و بگو .~~~~~~>64/ 5/ 24
آدم ِ دروغ گویی هستی یا نه ؟؟ ~~~~~~>در حد اینکه کسی رو ناراحت نکنم ........... مثلن حالم بد باشه ..اما بگم خوبم : ( !!!!!!!!
( چرا زندگی با همسر فزرند رو انتخاب کردی ؟ ) ( لیسانست سر ِ کاریه ؟؟ ، راستی شغلت چیه ؟ )~~~~~~>چون بهترین مرحله از زندگیم میتونه باشه ..........لیسانسم سر کاری نیست لیسانس ِ فیزیک با گرایش حالت جامد دارم ............... فعلن شاغل نیستم
آواتار ِ خودت رو دوست داری .. معمولا میگن آواتار ِ انتخابی بیانگر شخصیت ِ خود ِ اون فرد هست.. در مورد تو صدق می کنه ؟ ~~~~~~>بله خیلی دوسش دارم ... منم تا حدودی این منطق رو قبول دارم /بله
داد و فریادی هستی ؟؟ ~~~~~~> اگه به مرحله انفجار برسم آره در غیر اینصورت خیلی آرومم
چرا اهوی وحشی ؟~~~~~~>طبیعت وحشی بودن آهو ها رو دوست دارم
مامانت مچت رو سر چه کاری گرفت [لینک] []~~~~~~> اواخر چشام ضعیف شده مامان هی تذکر میداد کم پشت کامی بشینم .. شب گفتم میرم بخوابم / چراغ ُ حاموش کردم نشستم پشت ِ سیستم که دیدم مامان در ُ وااا کرد و مچم ُ گرفت
اگه دوست داشتی هوا رو رنگ کنی... چه رنگی بهش میزدی ؟ اصلا رنگیش می کردی ؟؟~~~~~~>از تمـــام رنگـــــهـــا میپاشیدم بهش
تا به حال چند بار یه پسر بهت گفته که خیلی بچه ای ؟؟~~~~~~>والا تاحالا هیشکی نگفته
هر کسی تو بچگیش به یه شیطنتی معروف بوده .. بعضی ها هم که نه ! تو به چی معروف بودی ؟؟ ( به خودم می گفتند سرطان ِ مغز و اعصاب ، چون مخ می خوردم )~~~~~~>من تو بچگیام هم بازی ِ دختر نداشتم : ( داداشم با 2 تا پسر خالم بودن و بیشتر شبیه پسرا بودم / شاید بخاطر زیادی شلوغ بودنم سرزنش میشدم (از دیوار راست بالا رفتن و ایناااااا ...)
یه سوال ِ سخت از خودت بپرس و جواب بده .. فقط سوالت تخیلی نباشه .~~~~~~>از خودت راضی هستی ؟ نه زیاد !!!
خیلی خیلی ممنون ANA خانوم...
یوزار فدامدات..خداکنه مرسی..تنکیو فراوان..
آهو خانوم خیلی از شما هم ممنونم... زحمت کشیدید..چرا زحمت کشیدید راضی به زحمت نبودیم..حالا که کشیدید پس کادوها کو ؟!
یارو وارد مسجد میشه میپرسه : قبله کدوم وره ؟……… پیش نماز مسجد خوش حال میشه میگه : بالاخره تو هم نماز خون شدی ؟؟؟……….. میگه نه می خوام ماهوارم و رو هاتبرد تنظیم کنم ……………….مملکته داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام یه همه ی دوستان گلم.امروز قراره < لایک >زدن رو اموزش بدیم.(لطفا باز نشر بشه تا هیچ یک از دوستان بی نصیب نمونن)لایک زنی اقدامیست که دوستان باید بعد از خواندن کامنت( پست ) دیگر دوستان انجام دهند(دوستان توجه داشته باشن که این کار از فرایض واجب بوده و اجر اخروی به همراه دارد) اما چگونه باید این کار انجام داده شود(در پایان هر پست شما 3گزینه مشاهده میکنین،که گزینه ی اخر به صورت شصت انگشت که من هم نمی دانم مال دست راست یا چپ است دیده میشود،شما باید روی این گزینه یک بار کلیک کنید< البته برای هر پست جداگانه> ودر قسمت دیدگاه هم نظراتتون رو بزارین)برای اطمینان از اینکه یاد گرفتی اخر همین پست <کامنت> این کار را بکنید .با تشکر وسپاس فراوان
یه روز یه غضنفر میره خواستگاری . وقتی دختره چای میاره غضنفر میبینه که دختره سیبیل داره بلند میزنه زیر خنده. دختره هم ناراحت میشه و گریه میکنه. غضنفر هم واسه اینکه دلداریش بده میگه : پاشو! پاشو! مرد که گریه نمیکنه!
15 سال و 2 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبلسارا@
خيلي باحااااااااااااال بود
15 سال و 2 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 31 دقيقه قبلخدا میدونه که من اصلا جک یادم نمی مونه ...
15 سال و 2 ماه و 30 روز و 7 ساعت و 35 دقيقه قبلیه یارو رستوران وا می کنه و کار و کاسبیش نمی گیره. رو به روش یه رستوران دیگه بود که خعلی مشتری داشت. نگاه می کنه می بینه طرف سر در مغازش نوشته : خدا با ماست. اینم فردا میره رو سر درش می نویسه: پیامبر با نوشابه.
15 سال و 2 ماه و 30 روز و 21 دقيقه قبلجوکای من پلاس ایتینه (+18)
15 سال و 2 ماه و 28 روز و 22 ساعت و 4 دقيقه قبل