#ترجیح میدم اگه در هفته بر فرض 50 تا #دیدگاه میزارم , حداقل اونا برای 40 تا #ارسال و 30 تا #کاربر مختلف باشه (تمایلی ندارم خیلی توی پستی گیر کنم. / دیدن ارسالهای ثانیه به ثانیهای با محتوای سنگینِ "سلام" و "خداحافظ" برام قابل هضم نیس و #بازنشر شدن #کپی-پیست ها هم منو وادار به #حذف-دنبال زدن میکنه / از #خطابهای گلّهای هم گِلِهای نیس (تا وقتی نوشتهی خود شخص باشه. / #بازنشر زدن های خودمم معمولا چند ساعتهس (محض بهتر دیدهشدن پستهای دوستان. / این بود #منِ-دنبالریم / یا #دنبالر
از ملتی که "فقط و فقط" توو #گذشته سِـیر میکنن و مثه #بت میپرستنش, حتما باید فاصله گرفت, چون به شدت #حال آدم رو بهم میزنن (منظور گند زدن به #زمان حال ِ, گرچه فرقی هم نداره / که "قدیما همهچی بهتر بود و همش #صداقت و #سادگی و #رفاه و #ارزانی و #امنیت و #مرام و #معرفت بود " و از اینجور داستانای تخیلی, که #مادربزرگ براشون تعریف میکرده که خوابشون بگیره و جدی گرفتنش / یا #آرزو برگشت به دوران #کودکیای که چقدر همهچیش گل و بلبل بوده, و یهذره #حافظهشون یاری نمیده چه #مشکلات و #محدودیتهایی به #اقتضا همونموقع داشتن که بخاطرش لـَهلـَه میزدن که زودتر بزرگ و مستقل شن / عادتِ #یادش-بخیر گفتنها که #ریشه-یابی شه میفهمونه که الان #حسرت نسل قبل رو میخورن, نسل قبل هم داشته حسرت نسل قبلتر رو میخورده و همینطور ادامه پیدا کنه میرسه به زمان #دایناسور ها / بر فرض اگر هم روز به روز داره همه چی بدتر و بدتر میشه در واقع #کمک بزرگی واسه خلق انجام داده, اونم اینکه حداقل آدما #ذات واقعی خودشون رو نشون دادن و بخاطر همین اصلا همونبهتر که #تاریکیها واضح و روشنتر و #ساده-انگاریهای گذشته مشخص میشه
- #خاطرات بد و اشتباهات گذشته, واسه اینکه #تجربه و درس بشه و دیگه #تکرار نشه.
- خاطرات خوب هم واسه اینکه یه لبخند #رضایت روو لب بنشونه, نه اینکه بیخود و بیجهت #پُتک شه و هِی بزنیم توو سر خودمون و بجای #روحیه دادن, با حرفای #سرد و #کِسِلکننده که دیگه وضعیت خوب نمیشه و این نوع صحبتها , همین #امید های اندک به #آینده رو هم دستی دستی نابود کنه.
قرار هم نیست که چیزی مثل گذشته ها بشه, باید همیشه بهتر از اون رو ساخت یا حداقل تلاشش رو کرد.
+ امیدوارم هرچه زودتر #ماشین-زمان در دسترس باشه, بعد همـّـشون رو بفرسته قعر همون #تاریخ که ظاهرا در نظر دارن, بلیطش هم یه طرفه باشه تا ابد همونجا خوش باشن و دیگه برنگردن.
هرچقدر که صدای #توپ توی #کوچه بیشتر شنیده شه نشون میده غولِ #امتحانات داره بهمون نزدیک وَ نزدیک تر میشه و بعد وارد دنیای ما میشن {-اسمایلی مُلک سلیمان-} / خودمون از #سابقه-دار هاشیم که سر ِ سخترین #امتحان ها تازه یادمون میفتاده باس دُور ِهم جمع شیم فوتبال بزنیم, اونم با کلی #استرس / با اینحال از اینکه نسل در نسل این #سنت-پسندیده جریان داره و جوونا راه ما رو ادامه میدن احساسِ #غرور میکنیم / شیطونه میگه با اینهمه ریش و پشم یه توپ #پلاستیکی#لایهدار بردارم بپرم توو کوچه, مملکت که #تو-بگو-من-بگو هستش, #وا-بدن-ولا-کن بزار هر کی هرچی میخواد بگه کلی هم واسه #شادی بعد از گل #برنامه دارم / فقط حیف که فوتبال یه بازی جمعی ِ و به چندتا #پایه نیازمندم / باس بازم توو همون #سالن بازی کنیم که یوقت #نامحرم نبینتمون .. .
من حتی نبودن نوری رو نمیتونم تصور کنم قاسم حدادی هم بیارن خوبه ها ولی در حد این نیستش
از بین این دو که مایلی بهتره
نمیشه در مورد باشگاهی با سی میلیون طرفدار احساسی که با یه بُرد از همه بت درست میکنن و با یه باخت بیغیرت محسوب میشن یه تصمیم منطقی گرفت
باید احساساتشون رو هم در نظر گرفت ||
مایلی با توجه به اینکه یک پرسپولیسی بوده رگ خواب ملت رو بلد ِ ...
یه مقدار شخصیتشم طوریه که کمتر کسی میتونه باهاش ور بره
سایپا هم که بود تیمش اصولی و تمیز بازی میکرد , با کریم هم سازگاره
باد و بارون و سیل و طوفان حتی یه #تار از موهاش رو خراب نمیکنه, چه #مو بلند باشه چه کوتاه, همیشه میزونه, بدون هیچ کوشش و ریزشی / اگر #استاد عجلهای یا با اشتباه درس بده, توی #جزوه نه جایی برای عقبافتادگیه نه غلطخوردگی / برای درسجوابدادن همیشه #آماده, که یه #ویرگول هم جا نمیمونه, همهی درسا پیشمطالعه صورت گرفته / همیشه آنتایم نه مسیر رفت و آمد تصادفی, ترافیکی, نه چاله چولهای / #پول همراه همواره به مقدار لازم / #هیچوقت بلایی از پرندهها روو سرش نازل نمیشه, روی لباسش #لکهای یافت نمیشه, شلوارش روز بارونی توسط سرعت بیملاحظهی ماشینا گِلنپاشیده, از واز و ولنگ خشتک پاره نمیشه, کفشش #لگد نمیخوره / هیچچی رو فراموش یا گم نمیکنه / در #سلامتی کامل بهسر میبره و #بیماری اصلا دلیلی نداره / سر موقع خونه, سر موقع #مسواک, ساعات خوابش هم نم پس نمیده / هر لقمه رو صد بار میجَوه / همش همهچی منظم, همهچی مرتب و طبق #برنامه | فکر نکنم همچین موجودی وجود داشته باشه که همّهی اینا رو بصورت یکجا داشته باشه, وگرنه به محض رؤیت چنان با #آرنج میرفتم توو دهنش که نسلهای بعدش در امان باشن .. . (+ دیدگاه
برای #همدردی کمی دیرم / من حتی در ساختن #قایق-کاغذی هم مانده م, نه #نوح م و نه فرصت این را دارم صبر پیشه کنم #قومی رو با کِشتی نداشتهام #نجات دهم, و مُدام با اصرار دستِ #بشارت به سمتشان دراز کنم و از غرق شدنشان در #جاهلیت بیم دهم, و آنقدر در خوابِ زمستانی به انتظار روم که به یکباره ببینم دیگر داستانم جای #سوزن انداختن ندارد و همه با کِشتی نداشتهام رفته ند, من بمانم #غرق در جهالتم / من سالها تنها در غمهایشان شریک بوده م و به وقت #پایکوبی نبودم .. .
رضا حقيقي درباره شرايط حال حاضر پرسپوليس در اردوي اردبيل اظهار داشت: خدا را شکر شرايط بد نيست و در حال تمرين هستيم تا براي فصل آينده از لحاظ بدني آماده شويم. شرايط خوبي در تمرين دارم و انشاءالله باشگاه هم بتواند تعهداتش را نسبت به من انجام بدهد.
به گزارش تسنيم ، هافبک پرسپوليس در پاسخ به اين سوال که با طرح اين جمله يعني در اين تيم ماندگار شده عنوان کرد: من در پرسپوليس ماندني شدم و به خاطر اين قضيه خداراهم شکر ميکنم.
حقيقي درباره اينکه چرا در چند تمرين گذشته پرسپوليس حضور نداشته گفت: چون در مرحله اول اردوي تيم ملي حاضر بودم و استراحت کمي داشتم از آقاي دايي تقاضاي چند روز استراحت کردم که ايشان هم موافقت کرد.
وي برگزاري زودهنگام تمرينات پرسپوليس را مثبت ارزيابي و تصريح کرد: با اين روش بدنهاي بازيکنان بعد از اردوي اردبيل کاملا آماده خواهد شد و وقتي تمرينات زود شروع ميشود، ميتوان به آينده تيم اميدوار بود.
هافبک پرسپوليس در پاسخ به اين سوال که انجام تمرينات بدنسازي در نبود بسياري از بازيکنان، مفيد خواهد بود با خير، تاکيد کرد: مهم اين است که همه بچهها آماده هستند. فشار تمرينات تيم ملي اگر بيشتر از پرسپوليس نباشد کمتر هم نيست. بايد همه در شرايط بازي قرار داشته باشند اما در مجموع فکر ميکنم شرايط بدني همه بازيکنان براي حضور در فصل آينده مطلوب باشد.
میدونی این عکس چه بازیه؟؟؟ این شادی #علی-کریمی بعد از گل سوم #ایمون-زائد به اس دق لوله!! این عکس اوج اوج احساسه! خنده" فریاد" تعصب" " "عشق ما به #کریمی پایان ندارد!
دلم اس ام اس از نوع نصفه شبی می خواد ... همونا که یهو از خواب بیدارت کنه... تا مطمئن شی یکی تو بی خوابیش به یادته.. دلم از اون وقتایی میخواد که همه رو میپیچونه به خاطر تو... از اون وقتایی که پشت خطیشو قطع میکنه.... از اون هوا داشتنای خــاص ...♥ عقده ای هم خودتونین!!!
یه نقاشی ازش داشتم. یه گردنبند به اسمش که همیشه گردنم بود. یه غنچه رز که لای دفترم خشک شده بود. یه عالمه پاتوق و خیابون که باهاش رفته بودم. همه اینا به کنار. اون مدادی که آخرین طرحی که باهاش صورت و نگاهشو زدم کجای دلم بذارم آخه؟؟؟ با دیدن یه مداد یه سانتی هم باید دلم تنگ بشه آخه؟؟؟؟؟؟؟؟
همون "مهرداد جان" با لهجه ی غلیظ #گیلکی
نَنی د ِ 
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 3 ساعت و 13 دقيقه قبل


13 سال و 4 ماه و 25 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبلیوسِف کلاس آموزِشِ مجآزیَم دآری؟
تک و توک پستهای آموزشی میزنم

13 سال و 4 ماه و 25 روز و 2 ساعت و 23 دقيقه قبلاما در کل خودت باس دنبالش بری
آخه مامان بزرگم گیلانیه که اونم دیگه حرف نمیزنه که یاد بگیرم


13 سال و 4 ماه و 25 روز و 2 ساعت و 16 دقيقه قبلدرکل کار خودته
یا منو به عمت معرفی کن

واست خوب نیس
همون معمولیش رو میدونی کافیته 

13 سال و 4 ماه و 25 روز و 2 ساعت و 12 دقيقه قبلاین نوع لهجه ی خاص تاثیرات گوش دادن به مزاحم تلفنی های گیلانیه
یا میگم بیان خودشونو تحویل بدن