دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

㋡RoOoOoYA㋡

㋡RoOoOoYA㋡
زن - مجرد
امتیاز: 1135

دنبال‌شدگان

(226 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(220 کاربر)

گروه‌ها

(46 گروه)

بازدید

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش ماییم که پا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیم هر پسین این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟ حسین پناهی

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡

فعـــــــــلا بــــــــــــای

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡

میگم خیلی زایه هستا . ۱۸ سالمه اما.. . وقتی بارون میادهیچ خاطره ای تو ذهنم زنده نمیشه ! ... یه عشقی ، یه دوس پسری...یه میمونم یادم بیاد راضی ام

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡

اخرين وصيت من به شما اينه كه : منو با استخون چنتا حيوون دفن كنيد تا دانشمندا منو كشف كنن يكم سركار برن روحم شاد بشه

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡
توسط پیامک

خیلی ازما حوصله ی اسباب بازی شدن نداریمnواسه همین همیشه تنهاییم

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡
در دوره

از خدا پرسیدم چرا وقتی شادم همه با من میخندند ولی وقتی ناراحتم کسی با من نمیگرید؟... جواب داد: شادی ها را برای جمع کردن دوست آفریده ام ولی غم را برای انتخاب بهترین دوست...

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡
در Coma

ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﻭﻥ ﮐﺴﯿﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﺧوﻧﻪ ﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﭘﺎﺳﺘﯿﻞ ﻭﺍﺣﺪ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﯿﻔﯽ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ!

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡
در Coma

تنهایی یعنی وقتی‌ پرستار گفت : همراه بیمار … ولی کسی‌ نبود جواب بده ! آهسته گفتم : ببخشید کسی‌ همراه من نیست … من تنهـــــــــــام …

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡
در Coma

خدا بیامرزه اون زمانی که ماهم کتاب می خوندیم الان کتاب که هیچ...! پست هایی که بالای 3 خط هم نمی خونیم!!

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡
در Coma

به خاطر سه چیز هیچگاه کسی را مسخره نکنید :1-چهره 2-والدین(پدرومادر) 3-زادگاه چون انسان هیچ حق انتخابی در مورد آنها ندارد.

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡
در Coma

سی چهل سال پیش ملت همه اقلن یه تجربه ی عاشقی داشتن، الان همه اقلن یه شکست عشقی

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡
در Coma

آشناهایم... غریبه هایی هستند که فقط نامشان را می دانم.....

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡
در میکده

آرزوهای یک دختر ایرانی: كاش ازدواج هم مثل انتخابات بود چند تا نامزد توسط مادرم تاييد صلاحيت ميشدن ميومدن ازهنرها و برنامه هاشون ميگفتن، بعدش منم سرفرصت با بصيرت وآگاهي همسرمو انتخاب ميكردم وهر چهار سال يكبار،حماسه ديگری مي آفريدم!!

㋡RoOoOoYA㋡
㋡RoOoOoYA㋡
در Coma

مورد داشتيم طرف تو فيس بوك pm فارسي مینوشت فكر ميكرد ارزون تر ميوفته