Nazanin
نمی دانم چرا رفتی ...نمی دانم چرا شاید خطا کردم و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا، تا کی ، برای چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Nazanin
تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم
Nazanin
اینایی که عید میرن مسافرتای طولانی هم به خودشون حال میدن هم یه لشکر آدمو از دید و بازدید معاف میکنن خدا عوضشون بده ،اصن آدم نمیدونه چجوری ازشون تشکر کنه !
Nazanin
اَه … انقدر بدم میاد ظهر میخوابی ، بعد که بیدار میشی هیشکی نیست همه ی چراغا هم خاموشه! نمیفهمی شب خوابیدی الان صبحه یا ظهر خوابیدی الان شبه ..!
Nazanin
از غضنفر میپرسن جمله “مادر شوهرم را بوسیدم” ماضی نقلی است یا استمراری؟ میگه هیچ کدام ! ماضی اجباری !
Nazanin
چه بسیار انسان ها دیدم تنشان لباس نبود و چه بسیار لباس ها دیدم که انسانی درونش نبود… ( دکتر علی شریعتی دم در بوتیک لباس فروشی … ) .
Nazanin
از ذهن تا دهن فقط یه نقطه فاصله هست تا ذهنت را باز نکردی دهنت را باز نکن . . . .
Nazanin
زندگی پراست از گره هایی که تو آن را نبسته ای اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها . . .
فدات عزیزمممممممم
14 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 45 دقيقه قبلخوبم
چه خبر؟
14 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 37 دقيقه قبلمرسی... منم خوف خوفم...
14 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 34 دقيقه قبل توسط موبایلسلامتی محمد جان...
14 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 29 دقيقه قبلخدارو شکر که خوفی lovelorn عزیز
14 سال و 5 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 28 دقيقه قبل