دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Nazanin

این روزها انقدر بی حوصله ام که فرمایش همه متینه... درباره »
Nazanin
زن - مجرد
امتیاز: 3073

دنبال‌شدگان

(386 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(483 کاربر)

گروه‌ها

(68 گروه)

بازدید

Nazanin
Nazanin

همگی خدافظظظظظظظظظظظظظ

Nazanin
Nazanin

یارو زنگ زده به زنش میگه حالم بده و دارم بالا میارم. زنش میگه: مسموم شدی؟یارو میگه: پ نه پ زنگ زدم بهت بگم مژدگونی بده داری مامان میشی!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Nazanin
Nazanin

نمی دانم چرا رفتی ...نمی دانم چرا شاید خطا کردم و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا، تا کی ، برای چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Nazanin
Nazanin

رویای من همیشه به یاد تو سبز بود رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود رفتی و دل میان گلستان غریب ماند دیگر بهار محو تماشا نمی شود

این ارسال را بازنشر کرده است.
Nazanin
Nazanin

تو نازنین من بودی مثل حالا تا همیشه کاشکی به جز من هیچ کسی این قدر زیاد دوست نداشت یا که دلت عشق منو اول عشقاش می گذاشت

Nazanin
Nazanin

می توان در قلب های بی فروغ... لحظه ای برقی زد و خورشید شد ....می توان در غربت داغ کویر ....آن ابری که می بارید شد

Nazanin
Nazanin

تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم

Nazanin
Nazanin

به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

Nazanin
Nazanin

شبی گفتی نداری دوست من را نمی دانی که من شب چه کردم خوشا بر حال آن چشمی که آن را به زیبایی پسندیدی و رفتی

Nazanin
Nazanin

گفتی که بیا و از وفایت بگذر از لهجه بی وفاییت رنجیدم گفتم که بهانه ات برایم کا[!]ت معنای لطیف عشق را فهمیدم

Nazanin
Nazanin

یه ضرب المثل مشتی میگه: رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!! تو نمیدونی واسه چی زدی…اما اون میدونه چرا خورده!

Nazanin
Nazanin

ای روزگار باما شدی ناسازگار.

Nazanin
Nazanin

گاز دادن نشد مردی / عشق آن است که برگردی!

Nazanin
Nazanin

مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد دکتر گفت به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست اینقدر می خنداندت تا غمت یادت برود مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.