Nazanin
ساده لباس بپوش، ساده راه برو اما در برخورد با دیگران ساده نباش زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند برای درهم شکستن غرورت . . .
Nazanin
کاش میدونستی مهم تر از دلم اعتمادم بود که شکستی . . .
Nazanin
گفت مجنون گر همه روی زمین / هر زمان بر من کنندی آفرین من نخواهم آفرین هیچ کس / مدح من دشنام لیلی باد و بس . . .
Nazanin
من به زنجیر وفای تو اسیرم چه کنم گر نیایی به خدا بی تو بمیرم چه کنم در هوای غم عشق تو ز خود بی خبرم که من از عشق تو محتاج و فقیرم چه کنم . . .
Nazanin
کمی گیجم کمی منگم عجیب است پریده بی جهت رنگم عجیب است تو را دیدم همین یک ساعت پیش برایت باز دلتنگم عجیب است !
Nazanin
دلم را ساده گیر آورده ای تو نه مستاجر ، اسیر آورده ای تو تمام رهن قلبت پیش پیش است نگو بازم که دیر آورده ای تو….!
Nazanin
ما هرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم / از عشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم . . .
Nazanin
«عادت کنید که عادت نکنید»
Nazanin
«ناامیدی اولین قدمی است که شخص به سوی گور برمیدارد.»
Nazanin
وقتی تو از عشق بی بهره هستی، از دیگری می خواهی که آن را به تو بدهد، در واقع تو گدایی می کنی. دیگری نیز متقابلا از تو عشق می طلبد. حال دو گدا دست هایشان را بر روی یکدیگر گشوده اند، تصور کن!