@SEPANTA رد شد شبیه رهگذری باد، از درخت آرام سیبِ کوچکی افتاد از درخت افتاد پیشِ پای تو، با اشتیاق گفت: ای روستای شعر تو آباد از درخت، امسال عشق سهم مرا داد از بهار آیا بهار سهم ترا داد، از درخت؟ امشب دلم شبیه همان سیب تازه است سیبی که چید حضرت فرهاد از درخت کی میشود که سیب غریبِ نگاه من با دستِ گرم تو شود آزاد از درخت چشمان مهربان تو پرباد از بهار همواره رهگذار تو پرباد از درخت امروز آمدی که خداحافظی کنی آرام سیب کوچکی افتاد از درخت!
من فرزند ناز و نعمت نیستم ؛ تنها در گرفتاری ها سر خم نکرده ام! صورت سرخ نگاه داشتن، نه بمعنای سیرتی کبود! من فرزند ناز و نعمت نیستم ؛ ... مقاوم بوده ام و قانع!
میگم میخوای یه چراغ خطر نصب کنیم که همه بعه ترتیب بیان......؟
...
14 سال و 8 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 12 دقيقه قبل
14 سال و 8 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 8 دقيقه قبل