سجاد
دوتا رفیق بودن همیشه باهم مشروب میخوردن.یکیشون میمیره.چند وقت بعد اون یکی میره میخونه به ساقی میگه 2پیک بریز.ساقی میپرسه چرا 2تا؟ میگه یکیش واسه خودم اون یکیش به یادرفیقم .1سال بعد دوباره میره میخونه .به ساقی میگه 1دونه پیک بریز ساقی میگه :چرا 1دونه؟ مگه رفیقتو فراموش کردی؟ میگه نه خودم توبه کردم اینو میخورم به یاد رفیقم...!
سجاد
از تو که حرف می زنم ، همه فعلهایم ماضی اند .. ماضی ِ بعید .. ماضی ِ خیلی خیلی بعید! کمی نزدیکتر بنشین ،، دلم برای یک حال ساده تنگ شده است
سجاد
اعصاب در حد 0 .............
سجاد
زنگ انشاء: در مورد فواید گاو بودن هر چه می دانید بنویسید.
سجاد
یه زمانی این انگشترها را دستمون میکردیم ، تو مخزنش هم آب پر میکردیم بعد نشون دوستمون میدادیم ، میگفتیم ببین چه خوشگله ، بعد وقتی نزدیک میشد پمپ فشار میدادیم ، آب میپاشید رو صورتش !!
سجاد
توسط موبایل
پشت بومم چه هوای خوبیه این بالا
خدا مرگم بده عکسم لو رفت

15 سال و 2 ماه و 2 ساعت و 7 دقيقه قبل
15 سال و 2 ماه و 1 ساعت و 46 دقيقه قبلچه اعتراف تلخیه
15 سال و 1 ماه و 30 روز و 9 ساعت و 57 دقيقه قبلمشتبا : نخیرم خیلی خشه
15 سال و 1 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 1 دقيقه قبل
15 سال و 1 ماه و 29 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبل