بـ ـلـ ـه .... 5 شنبه هفته پیش شیفت کاریم نبود و استراحت بودم و خوشحال بودم که میتونم برم عروسی پسر عموم ! یکی دو روز قبلش یکی از همکارا اصرار کرد که تو که شیفت نیستی بیا من میخوام برم عروسی خواهرمه و اینا ... با یک مکافاتی قبول کردم !!! دیشب متوجه شدم این عروسی کلاً عروسی پسر عموم با خواهر همکارم بوده . . . یه همچین دنیای کوچیکی داریم
با این وضعی که برام درست کردن چه اول ماه چه آخر ماه ...
13 سال و 10 ماه و 10 روز و 15 ساعت و 6 دقيقه قبل
13 سال و 10 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 45 دقيقه قبل توسط موبایلنن جووون رفتی که رفتی ؟ : )
13 سال و 6 ماه و 19 روز و 16 ساعت و 54 دقيقه قبل...
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل
13 سال و 3 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 10 دقيقه قبل