خــــاله سمانـــــه
بزرگترین اقیانوس آرام است آرام باش تا بزرگترین باشی
خــــاله سمانـــــه
خودبینی، دیدن خود نیست ؛ خودبینی، ندیدن دیگران است ...
خــــاله سمانـــــه
دوباره پاییز اما نه ((فصل خزان)) زرد! دوباره پاییز اما نه فصل اندوه و درد! دوباره پاییز فصل زیبای سادگی دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی . . .
خــــاله سمانـــــه
در انتظار ، تفاوت را احساس کنید ! [ بدنبالت میام هر جا که باشی ] و [ سر راهت نشینم تا بیایی ... ] مولایِ من، باید رویمان از شرمندگی سیاه شود ، ما نه به دنبال تو بوده ایم و نه بر راه تو آری ؛ ما فقط سر راه خودمان نشسته ایم و انتظار داریم ...
خــــاله سمانـــــه
از زشت رویی پرسیدند : آنروز که جمال پخش میکردند کجا بودی ؟ گفت : در صف کمال .
خــــاله سمانـــــه
عشق هم مثل جادو یکی از ناشناخته های زندگی خواهد بود
خــــاله سمانـــــه
عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن
خــــاله سمانـــــه
هیچ وقت رازت رو به کسی نگو وقتی خودت نمی تونی حفظش کنی چطور انتظار داری کسی دیگه برات راز نگهدار باشه
خــــاله سمانـــــه
ماهمه خوشبختیم چون خدا راداریم. و خدا سایه پرمهرش را به تن خسته داریم ما خواهد داد. تو که او را داری! من که او را دارم! چه هراسی زتن سرد زمستان داریم او به ما صد پنجره خورشید نشان خواهد داد...
خــــاله سمانـــــه
بیائید از ریسمان عشق پلی بسازیم از جنس رنگین کمان برای رسیدن به نور . . .
خــــاله سمانـــــه
نمی دانم دلم نازک است یا چشمان تو تیز هربار نگاهت می کنم بند دلم پاره می شود