خــــاله سمانـــــه
بزرگترین اقیانوس آرام است آرام باش تا بزرگترین باشی
خــــاله سمانـــــه
برهـــنه می آییمــ ... برهـــنه می بوسیمــ ... برهـــنه می میریمــ ... با این همه عریانــی هنوز قلب هیچکس پیــــدا نیست
خــــاله سمانـــــه
فصل که رخت عوض می کند دوباره عاشقت می شوم گیرم زمستان باشد و من آهسته روی پیاده روی یخزده راه بروم عشق تو همین شال پشمی است که نفسم را گرم می کند
خــــاله سمانـــــه
دلتنگى هميشه از نديدن نيست... لحظه ى ديدار با همه ى زيبايى گاه پر از دلتنگیست
خــــاله سمانـــــه
هر چقدر هم هویج می خورم باز هم چشم دیدن آدم بی معرفت رو ندارم !
خــــاله سمانـــــه
همیشه از "چوب خدا" ترسوندنمون ولی حتی یه نفر هم به "بوس خدا" امیدوارمون نکرده!!!
خــــاله سمانـــــه
مترسک به گندم گفت: مرا برای ترساندن آفریدن اما من تشنه عشق پرنده ای شدم که سهمش از من گرسنگی بود
خــــاله سمانـــــه
"هست”را اگر قدر ندانى میشود”بود” وچه تلخ است “هستى” که “بود” شود و ” دارمى” که ”داشتم