روي میخ زندگی نشسته ايم... و هنوز مي انديشيم كه علم بهتر است يا ثروت...? صداقت بهتر است يا بكارت...? و هنوز نمي دانيم فرق درد و لذت را ! فرق عشق و شهوت را ! فرق پرستش و بع بع كردن را ! و همه تلاشها بيهوده است ! ما را تا از فرقمان بيرون نكشند , هيچ فرقي را نخواهيم فهمید .
شاعر و فرشته : .............. شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند . فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته . شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت . فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت . خدا گفت دیگر تمام شد . دیگر زندگی برای هردویتان مشکل شد . زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه ی عشق را بچشد آسمان برایش کوچک ...
خدایا کمکم کن تا دلی را نشکنم و این اراده زیبا را بر من ارزانی دار؛خداوندا هرگاه قلبم شکست اندیشه انتقام را از من رها کن آنقدر ایمان ببخش تا هر آنکس که قلبم را میشکند دعا کنم تا تراشه های قلب شکسته ام دستش را زخمی نکند...
@یاس در حضور خارها هم می شود یك یاس بود در هیاهوی مترسك ها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
@آزاده ایــرانی اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم : دوستت دارم
@گـلـپــری صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو، ای کبوتر به کجا ، قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو یک نفر حسرت لبخند ترا می بارد خنده کن عشق نمک گیر شود بعد برو تو اگر گریه کنی بغض منم می شکند صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو
@ღ جـــــواد ღ ايستگاههای متروک ... لبريز آدمهای سنگی - آدمهای شکسته ی ساکن - بی حرکت - بی بو - دروغگو ! - قطار من - هيچگاه برايشان سوت توقف را نخواهد کشيد