سحـــر خاتـــون
خیال کردم برام یک عمر میمونه.... گمان کردم برام یک همزبونه..... نگفته بود پی یک عشق دیگست...... تا تحقیرم کنه دل بسوزونه....... نگفت به فکر فرصتی دوبارست....... برای دل بریدن فکر چارست........... نگفت به فکر تحقیر نگامو شکستن غرور پاره پارست........... حالا به مرگمم راضی نمیشه ................ میخواد جون بکنم واسش همیشه................ درسته کولی بی کسو کارم................... اما واسه خودم منم خدایی دارم....................
سحـــر خاتـــون
سر درد...درد سر... سر در گم... سر گیجه... سر به هوا... چقدر " سر " به سرم میگذارند دقیقه های " سرد ... بی تو
سحـــر خاتـــون
آواز عاشقانه ما در گلو شکست . حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست . ديگر دلم هواي سرودن نمي کند . تنها بهانه دل ما در گلو شکست . سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم . آن گريه هاي عقده گشا در گلوشکست . آن روزهاي خوب که ديديم ، خواب بود . خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست . فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند . نفرين و آفرين و دعا در گلو شکست . تا آمدم که با تو خداحافظي کنم . بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست
سحـــر خاتـــون
امدم عاشق شدم دیدم دروغه...امدم دوستش داشتم بازم دیدم دروغه...منو یک بازیچه قرار داد و با تمام احساسات من بازی کرد و رفت...رفت تا در کنار کسی دیگر مزه خوشبختی را بیابد...با تمام وجودم از هر چه عشق و دوست داشتنه اینجوری متنفر شدم
سحـــر خاتـــون
قصه از غلط شروع شد........... (دیدگاه)
سحـــر خاتـــون
دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذاريد گريه ام را به حســاب سفرم نگـــذاريد دوست دارم که به پابوسي باران بروم آسمان گفته که پا روي پرم نگـــذاريد اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد چشمي آبي تر از آيينه گرفتارم کرد بس کنيد اين همه دل دور وبرم نگذاريد آخرين حرف من اين است،زميني نشويد فقط... از حال زمين بي خبرم نگــذاريد
سحـــر خاتـــون
مدت هابود که مي خواستم رازي را که در سينه دارم به تو بگويم. اما نتوانستم. دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري اين راز را در چشمان عاشقم بخواني.ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم. ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم ديدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم
سحـــر خاتـــون
چقدر دلم میخواست این جمله رو بشنوم که "عزیزم من اینجام...تنهات نمیذارم...غصه چیو میخوری؟فکرشو نکن...فراموشش کن"ولی...چی بگم؟...