سحـــر خاتـــون
زندگي، درك همين اكنون است زندگي، شوق رسيدن به همان فرداييست.. كه نخواهد آمد. ... ... تو نه در ديروزي ، و نه در فردايي ... ظرف امروز، پُر از بودن توست شايد اين خنده كه امروز، دريغش كردي... آخرين فرصت همراهي با، اميد است. زندگي شايد آن لبخنديست، كه دريغش كرديم. زندگي، زمزمهي پاك حيات است، ميان دو سكوت
سحـــر خاتـــون
بودن ها هم بودن هاي قديم! نه اينترنت بود، نه تلفن... فقط نگاه بود، روبرو، چشم در چشم... به همين خلوص، به همين کيفيت، به همين سادگـــــــــي
سحـــر خاتـــون
نمی خواهم خاطره فردایم شوی. امروز من باش، حتی لحظه ای
سحـــر خاتـــون
من می خوام برگردم به كودكی!! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! كفش برگشت برامون كوچیكه پابرهنه نمی شه برگردم ؟ حسین پناهی
سحـــر خاتـــون
این روزها ،
این روزها ...
امان از این روزها ...
که نه تمام می شوند ...
نه می گذرند ... نه بهتر می شوند
سحـــر خاتـــون
خدايي دارم که در اين نزديکي است . . . مهربان ؛ خوب ؛ قشنگ ؛ چهره اش نوراني است ، ... گاه گاهي سخني ميگويد با دل کوچک من ، ساده تر از سخن ساده ي من ؛ او مرا مي فهمد او مرا مي خواند نام او ذکر من است در غم و در شادي چون به غم مي نگرم . . . آن زمان رقص کنان ميخندم: که خدا يار من است ؛ که خدا در همه جا ياد من است ، او خدايي است که ؛ مرا مي خواهد .
سحـــر خاتـــون
كاش خودم را جایی جا بگذارم و برگردم و ببینم كه نیستم!
سحـــر خاتـــون
فقط تماشایت!!!
داستانیست که آدم دلش نمیخواهد پایانی داشته باشد!!
سحـــر خاتـــون
نه انگار تو هم ... نمی مانی ! چشم می گذارم با خیالی کودکانه ... ... دریغ ! که تو خیلی پیش با صدایی رفته ای ...!
سحـــر خاتـــون
هیچ به فردا نیندیش... فردا اندیشه ای برای خود دارد. رنج هر روز برای آن روز کافی است !
سحـــر خاتـــون
وقتي ذره بين بگيري دستتو آدمارو نگاه كني ، مطمئن باش چيزايي مي بيني كه انتظارشو نداري پس زياد حساس نشو زندگيتو بكن