سحـــر خاتـــون
قصۀ رفتن ها شاید کمی از هم متفاوت باشند ....اما آخر قصه همیشه یکی است ....رفتن ...نرسیدن....جدایی...تنهایی....ت ن ه ا ی ی.....
سحـــر خاتـــون
آدم است دیگر ، دوست دارد در مسیر هایی تنها نباشد ، دوست دارد زیر باران تنها خیس نشود ...
آدم است دیگر...
سحـــر خاتـــون
بسلامتیه... اغوش بی منتی که... تو رو فقط و فقط واسه خودت میخواد... وقتی تو اوج تنهایی هستی... با چشاش بهت بگه: هستم.. تا اخرش...............
سحـــر خاتـــون
به فرزندانمان در کودکى وقت بیشترى براى عروسک بازى بدهیم تا وقتى بزرگ شدند با آدمها بازى نکنن!!
سحـــر خاتـــون
همیشه در حالی که یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده
یه عالمه اشک توی چشماته
یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده،
باید بگی: خب... خدافظ ... !
سحـــر خاتـــون
آنقدر نیامدی آنقدر ندیدمت که شبها در تکاپوی به یادآوردن نگاهت ناخودآگاه خوابم میبرد....
سحـــر خاتـــون
من یک درخت دمدمی مزاجم... یک روز پرتقال روز دیگر انار میوه ی من است .... بترس از روزی که سیب را برگزینم !
سحـــر خاتـــون
دیروزها: صفا، صمیمیت، یکدلی، مهربانی... امروزها: دروغ، ریا، دزدی، نفرت... فرداها: ...