سحـــر خاتـــون
هیچی نمیتونم بگم...هیچی ندارم که بگم!فقط میگم متاسفم برات...انگار خبر نداری اونی که الان داری خودتو میکشی که بهش برسی و نمیتونی صمیمی ترین دوست منه!!!حالا باز وایسا رو تردمیل و درجا بزن...
سحـــر خاتـــون
قدر این لحظه ها رو بدونیم ...شاید فردا نوبت من و تو باشد ...
سحـــر خاتـــون
شکستم...خرد شدم...ئیگه تقریبا هیچی ازم نمونده...بازم میخوای بزنی؟؟؟بزن خیالی نیست...دیگه هیچی برای از دست دادن ندارم...بزن خلاصم کن...
سحـــر خاتـــون
دارم میشکنم آسون و تو ... نیستی...
سحـــر خاتـــون
داره میباره بارون و تو نیستی...
سحـــر خاتـــون
جای خالیتو که دیدم ... تموم شدم...
سحـــر خاتـــون
فقط لبخند بزن...
لبخند تو
هر لحظه اش
یک عمر سرزندگیست...
تو فقط بخند...
... برای من
ایـن تمــام زنــدگیــست
سحـــر خاتـــون
همیشه همین بود ... به من که می رسید آسمان می طپید! درست مثل قلب من هنگام رسیدن به تو ... درست مثل قلب من هنگام نرسیدن به تو … !
سحـــر خاتـــون
تشنتمــ "ســرابــِـ" مـن نبـودنتــ سَخـتـــ اَستـــ باشــ امــ ـا دستـــ نیـافتنــی مـن بـه همیـن قانـ ـع امـ ـ ـ
سحـــر خاتـــون
من ...
همدردِ توام !
فریاد کن سکوتی را که در گلویِ دلم گیر کرده است ...
برایِ ما شدن دستم را بگیر
... من از "من" ماندن می ترسم ...!
سحـــر خاتـــون
اگه عکساتو دور نمیریزم واسه این نیس که هنوز میخوامت واسه این نیس که هنوز به یادتم واسه اینه که قیافت از یادم نره تا اگه یه جایی دوباره دیدمت ... اینبار بهت پشت کنم دیگه نگم این با بقیه فرق داره نه، مثه بقیه ست دلیل میخواستی؟ اینم دلیلش
سحـــر خاتـــون
وقتي
در سرزمين دلت، جايي نداشته باشم
چه فرقي ميكند
كجا باشم.