سحـــر خاتـــون
میشنوی؟... بعد از اینکه تو دلم را صدا زدی لحظه به لحظه دارد پاسخت را میدهد...
سحـــر خاتـــون
شکستن دل، به شکستن استخوان دنده میماند؛ از بیرون همهچیز روبهراه است، اما هر نفس، درد است که میکشی . . .
سحـــر خاتـــون
زمان ! به من آموخت که : دست دادن به معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست
سحـــر خاتـــون
انـگار چـروک هـای ِ پیـشانیـم تـرک هـای ِ آسـفالت ِ خیـابـان را بـرایـت تـداعـی می کـند! راحـت روی ِ اعصـابـم راه بـرو ... راحـت ِ راحــــت !
سحـــر خاتـــون
نــه هــوا ابـریـسـت، نـه بـارانـی مـی بـارد. پـس بـهـانـه ی دلـم بـرای ایـن هـمـه سـنگیـنـی چـیـسـت...! شاید دیشب شام زیادی خوردم !!!!!!
سحـــر خاتـــون
اسمش "فضای مجازی " ست !! یعنی صورتها را نمی توان اینجا دید ..! اما بسیاری ؛ ... سیرتهای واقعی شان را فقط اینجا نشان میدهند...
سحـــر خاتـــون
چه خبر از دل تو....؟ نفسش مثل نفسهاي دل کوچک من ميگيرد...؟ يا به يک خنده ي چشمان پر از ناز کسي ميميرد...؟ چه خبر از دل تو....؟ دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من ميگيرد....؟ ..................مثل روياي رسيدن به خدا.... همه شب تا به افق دل من نيز به آزادگي قلب تو ..........پر ميگيرد
سحـــر خاتـــون
چنان عاشقانه نگاهم می کنی که شک می کنم، به چشمهایت ... راستش را بگو ... !!! قلبت که میدانم مصنوعیست چشمهایت چطور ؟؟؟
سحـــر خاتـــون
شعرهایم بوی نم می دهد ... مدتیست در کوچه پس کوچه های دلم زیر باران قدم میزنم ... بدون چتر ... و بدون تو ...
سحـــر خاتـــون
نگاهم را بشناس ... اگر چه اشک مسیر چشمهایم را بسته است ...