دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سحـــر خاتـــون

بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن بزن تا اشک چشمانم ، در آمیزند با دیدن ... بزن بر... درباره »
سحـــر خاتـــون
زن - مجرد
امتیاز: 5891

دنبال‌شدگان

(1002 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(874 کاربر)

گروه‌ها

(102 گروه)

بازدید

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

خیلی وقته ... خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده خیلی وقته ابری پر پر نشده دل آسمون سبک تر نشده ...... مه سرده رو تن پنجره ها مثل بغض توی سینه ی منه ابر چشمام پر اشک ای خدای وقتشه دوباره بارون بزنه خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو ، بدجوری دلتنگ شده بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تو رو من با کی بگم همه حرفا که آخه گفتنی نیست خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو ، بدجوری دلتنگ شده

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

چه هم آهنگند؛ لاو و لافـــــــــــــ . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

چشمانش پر از اشک بود به من نگاه کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از برم میروی بگو که دوست دارم به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم و بر لبانش بوسه ای زدم اما نگفتم که دوسش دارم روزی که به سوی او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری د...ستهای سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم که دوسش دارم . ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چند شاخه گل میخک سرخ به دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم به من گفت : بگو که دوسم داری میترسم که دیگر هیچ وقت این کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم و رفتم . وقتی که آن روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت زده وحیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم : به خدا دوست دارم اما…

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

سهراب گفتی چشم ها را باید شست شستم ولی .... گفتی جور دیگر باید دید دیدم ولی... گفتی زیر باران باید رفت ...رفتم ولی.... او نه چشم های خیس و شسته ام را دید و نه نگاه دیگرم را فقط زیر باران با طعنه خندید و گفت : دیوانه ی باران ندیده

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

چه دنیای ساده ای چه ساده دل ها شکسته میشن.... چه ساده خنده ها تبدیل به گریه میشن.... چه ساده خواسته ها نا خواسته میشن.... چه ساده تنها میشیم.... ......چه ساده دوست دارمو به زبون میاریم.... چه ساده از دنیای بی کسی ها محو میشیم.... چه ساده بعد از محو شدن تبدیل به خاطره میشیم

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

سکوت عجیبی است...! تنها من مانده ام و خیال بودنت

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

یادم بماند آن ها که دوستشان دارم می توانند ... دوستم نداشته باشند

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

خلاصه بهارى ديگر بى حضور تو از راه مىرسد، ... ...... و آنچه كه زيبا نيست زندگى نيست روزگار است!!!

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

دیشب دوباره خواب دیدم ... همان خواب تکراری باران میامد ... تو آمدی چتر نداشتی‌ ... لباس گرم نداشتی‌ ... حرفی‌ برای گفتن نداشتی‌ ... ...قصد ماندن نداشتی‌ پای رفتن داشتی ... رفتی‌ باران هنوز میامد

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

اگر امشب هم از حوالی دلم گذشتی آهسته رد شو غم را با هزار بدبختی خوابانده ام...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

برا کشتن غرورم به تو مدیونم ..... تو که حرمت رو شکستی ..... گرچه سرشار نیازم .... ولی به تو مدیونم

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

تا دست به قلم میبرم تو تمام واژه ها میشوی . . . .........با یک واژه من چگونه خط خطی کنم تو را؟؟؟

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

بزرگترين اشتباهه زندگيم لبخند زدن به كسي بود كه ارزش لگد زدن رو هم نداشت

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

كسی نيست بيا زندگی را بدزديم ، آن وقت ميان دو ديدار قسمت كنيم بيا با هم از حالت سنگ چيزی بفهميم. بيا زودتر چيزها را ببينيم بيا آب شو مثل يك واژه در سطر خاموشی ام بيا ذوب كن در كف دست من جرم نورانی عشق را

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

روزهاست از سقف لحظه هايم يادت چکه مي کند ... اگر باران بند بيايد ازاين خانه مي روم...