سحـــر خاتـــون
تو بودی که من بودم...حالا که نیستی من...دارم نابود میشم...
سحـــر خاتـــون
من بیهوده می خواستم زندگی را زیبا زندگی کنم. فقط بگو، تو می دانی من از کجا رو به نیستی رفتم؟! کجا تمام شدم؟!
سحـــر خاتـــون
دارم میشکنم آسون و تو ... نیستی...
سحـــر خاتـــون
داره میباره بارون و تو نیستی...
سحـــر خاتـــون
جای خالیتو که دیدم ... تموم شدم...
سحـــر خاتـــون
وقتي
در سرزمين دلت، جايي نداشته باشم
چه فرقي ميكند
كجا باشم.
سحـــر خاتـــون
چقدر تازگی دارد برایم ... روزهایی که به امید آمدن کسی دلخوش نیستم ؛ و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمی شوم ! بی کسی هم عالمی دارد ...!!
سحـــر خاتـــون
آهای ِ روزگار !! برایم مشخـــص کن اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ای تا برایم بزنـــی می خواهـــم رقصــم را با سازت هماهنگ کنم ... !
سحـــر خاتـــون
تنهایی خود را مقدس بدار تا زمانی که چیزی مقدس تر از آن نیافته ای، در تنهایی خود.........بمان.!!!
سحـــر خاتـــون
به آرامش رسیدن، نه با فراموش کردن زندگی بدست می آید و نه با غرق کردن خود در زندگی.
سحـــر خاتـــون
هــر روز که از خواب بــيدار مي شوم ،
مي بينم هــنوز امروز است ؛
فــردا آرزوســت !!!