سحـــر خاتـــون
آدما رو به خاطر کاراشون ، تصمیماشون ، عقایدشون میشه سرزنش کرد ... اما به خاطر احساسشون نه ... یه جورایی داغونشون میکنه ... سرزنششون نکنین...!!خواهش میکنم!!!!
سحـــر خاتـــون
همچین رک بگم! حالت تهوع میگیرم از دلسوزیای منظوردار و مهربون بازیای با منت!!!
سحـــر خاتـــون
مثل نوزادی شدم که همش می گرید ... اطرافیانم فکر می کنند گرسنه ام ، جایی از بدنم درد می کند ، یا جایم را خیس کرده ام !!! به می گویند بد قلق !! ... اما من فقط یک آغوش می خواهم ، مطمئن ، گرم ، که مرا فقط نوازش کند ... من بد قلق نیستم ...
سحـــر خاتـــون
اخ گاهی دلم میخواهد وحشیانه غرورت راتکه و پاره کنم.. قلبت را در مشتم بگیرم و بفشارم تا بفهمی حال مرا!
سحـــر خاتـــون
آب رادیاتور ماشین بخور .......محتاج یه لیوان آب از نامردان نباش!
سحـــر خاتـــون
یادم باشد که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد یادم باشد که قاصدکی در راه است که بهار نزدیک است ... ... که فردا منتظرم میماند که من راه رفتن میدانم... و دویدن! و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من اینجاست همین نزدیکی ها و من تنها نیستم.....
سحـــر خاتـــون
میرم از زندگی تو...گرچه هستی روزگارم...میرم چون عاشفت هستم...باید آزادت بذارم...بذار من بشکنم از عشق...بشم بارون و ببارم...آخه من طاقت اشکو توی چشم تو ندارم...
سحـــر خاتـــون
انگار خواب هم که باشی ... آدم ها ... تعبیر َت می کنند ...
سحـــر خاتـــون
نیاز شدید هست به درددل...ولی نه چشم خوندنی هست نه گوش شنیدنی و نه حرف گفتنی...
سحـــر خاتـــون
لطفَــا زیاد دوستم نداشته باش....!
از آخریــــــن باری کِ دوستم داشتند تـــــــا امروز بسیــار سخــــــــت گذشت...